فضائل آیة الکرسی از زبان رسول اللّه(ص)

«اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لا تَأْخُذُهُ سِنَةٌ وَ لا نَوْمٌ لَّهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی اْلأَرْضِ...
خداوند، معبودی جز او نیست. او زنده پایدار است. نگیرد او را خوابی و نه نیمه خوابی؛ هر چه در آسمان ها و زمین است از آنِ او است. کیست آن کس که نزد او پایندانی کند مگر به دستور او؛ او به هر چه روبروی آنهاست و به هر چیز که پشت سر آنها است آگاه است و به چیزی از علم او احاطه نیابند جز آنچه خودش بخواهد. «کُرسیِّ» [قدرت و علم] او آسمان ها و زمین را فراگرفته است و نگهداریِ آنها بر او گران نباشد، او بلندپایه بزرگوار است.
* * *
باید دانست که از عادتِ خدای سبحان در این کتاب کریم این است که سه نوع سخن را با هم درمی آمیزد یعنی: علم توحید، علم احکام و علم قصص و این شیوه بهترین شیوه هاست نه باقی گذاشتنِ انسان در نوعی واحد، زیرا آن مایه ملال می گردد و اما هرگاه از نوعی از علوم به نوعی دیگر انتقال یابند، سینه بدان گشایش یابد و دل بدان شاد شود، پس گویی از شهری به شهر دیگر سفر می کند و یا از بوستانی به بوستان دیگر می رود و یا از خوردن طعام لذیذی به خوردن طعام دیگر می پردازد و شکّی نیست که این لذیذتر و دلاویزتر باشد. و چون در آیات گذشته از علم احکام و از علم قصص آنچه را که مصلحت دید یاد کرد، اکنون آن چه را که به علم توحید تعلق دارد یاد کرد و گفت: «اللّهُ لا إِلهَ إِلاّ هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ» و در آیه چند مسأله است:
* * *
مسأله نخستین: بیان فضایل این آیه است. از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت کرده اند که فرمود: این آیه را در هیچ خانه ای نخوانند مگر این که شیاطین سی روز آن خانه را رها کنند و ساحر و ساحره یی در آن درنیاید، چهل شب و از حضرت علی علیه السلام می آید که فرمود:
از پیامبر شنیدم بر چوب پاره های منبر در حالی که می گفت: هر کس آیةُ الکرسی را به دنبال هر نماز واجبی بخواند او را از وارد شدن به بهشت باز نمی دارد، مگر مرگ و بر آن مواظبت نمی ورزد [یعنی پیوسته نمی خواند [مگر صدّیقی یا عابدی و هر کس آن را بخواند وقتی که به رختخواب خود می رود. خداوند او را ایمن می دارد و همسایه اش را و همسایه همسایه اش را و خانه هایی را که گرداگردِ او است.
گویند: صحابه درباره فاضل ترین آیه در قرآن با هم سخن می گفتند، پس حضرت علی علیه السلام آنان را فرمود: شما درباره آیة الکرسی چه می گویید؟ آنگاه گفت: رسول صلی الله علیه و آله مرا گفت: ای علی! سید بشر، آدم است و سیّد عرب، محمد صلی الله علیه و آله و در این فخری نیست و سید کلام، قرآن است و سیّد قرآن، بقره است و سید بقره، آیة الکرسی.
و باز از حضرت علی علیه السلام روایت کرده اند که: چون روز بَدْر بود، من قتال کردم. آنگاه به نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمدم تا چه می کند، چون آمدم دیدم که در سجده است و می گوید: «یا حیُّ یا قَیوُّمُ» و بر آن چیزی نمی افزاید؛ آنگاه باز به قتال بازگشتم. سپس باز آمدم و او همان کلمات را می گفت و همچنان می رفتم و می آمدم و به او می نگریستم و او بر آن گفتار چیزی نمی افزود، تا اینکه خداوند او را فتح داد.
منبع:سایت حوزه
ولادت با سعادت ختم المرسلین، حضرت محمد بن عبد الله(ص) بر همه ی مسلمانان جهان تهنیت باد
رفتار امام رضا علیه السلام با مردم

امامان با مردم نشست و برخاست داشتند و در تعاملات اجتماعی به نیکوترین صورت با آنان برخورد مینمودند. این سیره چنان نیکو بود که با الگو قرار دادن آنان ما میتوانیم روش صحیح برخورد اسلامی با افراد گوناگون را بیاموزیم.
با بررسی آِیات در مییابیم برخورد با انسانهای مختلف باید هماهنگ و متناسب با روحیه آنها باشد خداوند عزوجل در قرآن فرموده است:
“محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم”(1)؛ محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سخت و شدید و در میان خود مهربانند.
در آیه دیگری چنین فرموده:
“یا ایها النبی جاهد الکفار و المنافقین و اغلظ علیهم”(2)؛ ای پیامبر با کافران و مجاهدان جهاد کن و بر آنها سخت بگیر.
از این آیات چنین نتیجهگیری میشود که برخورد قرآن و اسلام با انسانهای مختلف فرق میکند. در بعضی جاها دستور به برخورد نیک و پر محبت میدهد، «با مردم سخن نیک بگویید»(3) و در جای دیگر دستور به برخورد میانه میدهد: «محمد فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند.»(4)
امام رضا علیه السلام به عنوان اسوه کانون مهر و عاطفه نسبت به بندگان خدا بود. در زیارت آمده است: السلام علی الامام الرئوف؛ (سلام بر امام و پیشوای با رافت و مهربان) این لقبی است که از طرف خداوند به ایشان داده شده است. ایشان بیشترین محبت و مهربانی را نسبت به مردم و اهل خانه و خدمت گزارانشان داشتند. در روزی که ایشان مسموم شدند و در آن روز به شهادت رسیدند بعد از این که نماز ظهر را خواندند به فردی که نزدیکشان بود فرمودند: مردم (منظور اهل خانواده کارکنان و خدمتگزارانشان بودند) غذا خوردهاند؟ آن فرد جواب داد: آقای من در چنین وضعیتی کسی میتواند غذا بخورد؟ در این لحظه که امام علیه السلام متوجه میشوند کسی غذا نخورده، مینشینند و دستور آوردن سفرهای را میدهند همه را سر سفره دعوت میکنند و آنها را یکی یکی مورد محبت قرار میدهند.(5)
ایشان در جایی که مربوط به شخص خودشان بود بزرگترین گذشتها، عالیترین ایثارها و بیشترین محبت را نسبت به دیگران داشتند. رفتار عملی امام رضا علیه السلام نشانه انسانی کامل و نمونه است که هیچ علاقهای به دنیا و ظواهر آن ندارد.
اگر فردی حتی کوچکترین خدمتی برای امام رضا علیه السلام انجام میداد، ایشان نهایت تشکر و قدردانی را به جا میآوردند و حتما خدمت آن فرد را جبران مینمودند. آن حضرت به مستضعفان و گرفتاران توجه خاصی میکردند، اگر آنها گرفتاری و ناراحتی داشتند، سعی میکردند مشکل آنان را حل کنند. زیاد بودند افرادی که در سایه یاری رسانیهای امام علیه السلام به خیری دست یافتند.
پی نوشت:
1) سوره فتح، آیه ۲۹٫
2) سوره توبه، آیه ۷۳٫
3) سوره بقره، آیه ۸۳٫
4) سوره فتح، آیه ۲۹٫
5) ابن بابویه، صدوق، عیون اخبارالرضا، علی اکبر غفاری، ج ۲، ص ۴۹۸٫
منبع :گزیدهای از پایاننامه خانم طاهره بهرهمند.
عنوان پایان نامه: سیره اخلاقی و سیاسی امام رضا علیه السلام
توبه در نزد رسول خدا(ص)

اوّلین بار بود که، به زیارت قبر مبارک رسول خدا(ص) برترین و والاترین انسانی که زمین به خود دیده است مشرّف می شدم. حالت وصف ناپذیری به من دست داده بود. جمله جمله زیارت نامه را با توجه به معنای آنها زمزمه می کردم و به این جمله رسیدم که می فرماید: «اللّهم انّک قُلتَ لنبیک محمّد صلّی اللّه علیه و آله و لو أنّهم اذ ظَلَموا جاؤُک فَاستَغفَروا اللّه وَاستَغفر لَهُم الرَّسُول لَوَجَدُوا اللّه تَوّاباً رَحیماً …؛ خدایا! تو خودت به نبی مکرمت محمد(ص) فرمودی: اگر ایشان هنگامی که به خود ظلم کردند و گناهی مرتکب شدند، نزد تو ایند و از خدا طلب آمرزش کنند و رسول هم برای آنان طلب آمرزش کند، خدا را بسیار بخشنده و مهربان خواهند یافت و حال با حالت رغبت و توبه از بدی عمل خویش در حالیکه توبه می کنم، نزد تو آمده ام …». ایا خداوند به نزد پیامبرش آمدن و در آنجا توبه کردن را وسیله مغفرت قرار داده است؟ پس چرا آنها سعودی ه نمی گذارند تا با حالتی خوش و توسّلی عمیق مناجات کنیم و از او کمک بخواهیم؟ ایا رسول خدا(ص) برای بندگان خدا طلب آمرزش می کند؟ پس چرا می گویند توسل حرام است؟ آه، پیامبر چه مقامی دارد؟! سؤالات و خواسته های مختلفی به ذهنم وارد می شد و مرا به خودش مشغول می کرد، مقام رسول خدا(ص)، شفاعت او، توسل به حضرت، برخورد وهابیها با ما و از دست ندادن فرصت توبه. لحظاتی گذشت، من با همان حال، زیارت و دعا را تمام کردم و بعد مشغول تلاوت قرآن شدم چون در ایام سفر حج، اگر فرصتی دست می داد، غیر از نماز و زیارت، قرآن تلاوت می کردم بعد از تلاوت چند ایه، به این ایه شریفه رسیدم: اگر هنگامی که ایشان بر خود ستم کردند به نزد تو ایند و توبه کنند و رسول هم برایشان طلب مغفرت کند، خداوند را بسیار بخشنده و مهربان خواهند یافت.(سوره نساء، ایه 64)
عجب برخوردی، آنچه را در متن زیارت نامه از قول خداوند خطاب به رسولش خوانده بودم در قرآن دیدم! این را به فال نیک گرفتم. و احساس کردم به من می گویند: فرصتی بدست آمده آن را از دست مده.
(بر اساس خاطره یکی از خوانندگان)
منبع:سایت حوزه
مطلب مرتبط
تاریخ شهادت و مدت عمر امام حسن(علیه السلام)در وقت شهادت
عاشورا...
روز تاسوعا چگونه گذشت؟

روز تاسوعا روزیست که شمر بن ذى الجوشن با نامه ابن زیاد در باب قتل امام حسین علیه السلام وارد کربلا شد.
ابن سعد بر حسب آن نامه ، مهیاى قتل آنحضرت شد. لاجرم وقت عصر بود که لشکر خود را بانگ زد که : یا خیل الله ارکبى و بالجنة ابشرى .
جنود نامسعود او سوار شد ورو به سپاه سید الشهداء آوردند در حالیکه آن حضرت در پیش خیمه ، شمشیر خود را در بر گرفته بود و سر بزانو نهاده بود و بخواب رفته بود. جناب زینب چون هیاهوى لشکر را شنید، بنزد برادر دوید، عرض کرد: برادر مگر صداهاى لشکر را نمی شنوید که نزدیک شده اند. پس حضرت سر از زانو برداشت و خواهر را فرمود که ای خواهر اکنون رسولخدا را در خواب دیدم که بمن فرمود: تو بسوى من خواهى آمد.
حضرت زینب تا این خبر را شنید، طپانچه بر صورت زد و واویلا گفت . حضرت فرمود که ای خواهر ویل و عذاب از براى تو نیست ، صبر کن و ساکت باش ، خدا ترا رحمت کند.
پس جناب عباس را فرستاد تا تحقیق کند چه مطلب شده چون معلوم کرد که بناى قتل است ، آنشب را حضرت از ایشان مهلت خواست که قدرى نماز و دعا و استغفار بجا آورد و بالجمله این روز، روز اندوه و حزن اهل بیت ع است .
شیخ کلینى از جناب صادق علیه السلام روایت کرده که آنجناب فرمود: تاسوعا روزى بود که جناب حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتال آنحضرت اجتماع کردند و ابن مرجانه و عمر سعد خوشحال شدند بسبب کثرت سپاه و بسیارى لشکر که براى آنها جمع شده بود و جناب حسین ع و اصحابش ضعیف شمردند و یقین کردند که یاورى از براى آن حضرت نخواهد آمد و اهل عراق او را مدد نخواهند نمود. پس فرمود پدرم : فداى آن ضعیف غریب .
1.محاصره خیمه ها در کربلا
امام صادق علیه السلام فرمودند: تاسوعا روزی بود که حسین علیه السلام و اصحابش را در کربلا محاصره کردند و سپاه شام بر قتل آن حضرت اجتماع نمودند،و پسر مرجانه و عمر سعد به خاطر کثرت سپاه ولشکری که برای آنها جمع شده بود خوشحال شدند،وآن حضرت و اصحابش را ضعیف شمردند ویقین کردند که یاوری از برای او نخواهد آمد واهل عراق حضرتش را مدد نخواهند نمود.1
2. آمدن امان نامه برای فرزندان ام البنین علیها السلام
در این روز شمر ملعون برای حضرت عباس علیه السلام و برادرانش امان نامه آورد . 2آن لعین خود را نزدیک خیام با جلالت حضرت اباعبدالله الحسین علیه السلام رسانید وبانگ برآورد:"أین بنو اختنا": "پسران خواهر ما کجایند"؟ ولی آن بزرگواران جواب ندادند.امام حسین علیه السلام فرمودند:جواب او را بدهید اگر چه فاسق است.
حضرت عباس علیه السلام در جواب فرمودند:چه می گویی؟شمر گفت:من از جانب امیر برای شما امان نامه آورده ام. شما خود را به خاطر حسین علیه السلام به کشتن ندهید. حضرت عباس علیه السلام با صدای بلند فرمود:"لعنت خدا بر تو وامیر تو (و برامان تو ) باد . ما را امان میدهید در حالیکه پسر رسول خدا را امان نباشد"؟!3
3.در خواست تأخیر جنگ از سوی امام حسین علیه السلام
در عصر تاسوعا امام علیه السلام برای به تعویق انداختن جنگ یک شب دیگر مهلت گرفتتند.4چون عمر سعد لشکر را آمادۀ جنگ با امام علیه السلام نمود ومعلوم شد که قصد جنگ دارد،حضرت به برادرش عباس علیه السلام فرمود تا یک شب دیگر مهلت بگیرد.آنها ابتدا قبول نکردند،ولی بعد قبول نمودند که شبی را صبر کنند.5
4.آمدن لشکر تازه نفس به کربلا
در این روز لشکر مجهزی به دستور ابن زیاد از کوفه وارد کربلا شد،وشمر نامه ابن زیاد را آورد.6
5.خطابه امام حسین علیه السلام برای اصحابش
در عصر این روز امام حسین علیه السلام در جمع یاران خطبه ای قرائت فرمودند، و اصحاب اعلام وفاداری نمودند.
6. یک شب مهلت برای راز و نیاز
پس حضرت عباس ( علیه السلام ) نزد سپاهیان دشمن بازگشت و ازآنها شب عاشورا را برای نماز وعبادت مهلت خواست عمربن سعد درموافقت با این درخواست مردد بود وسرانجام ازلشکریان خود پرسید که : چه باید کرد ؟
عمروبن حجاج گفت : سبحان الله اگراهل دیلم ( کنایه ازمردم بیگانه ) و کفارازتو چنین تقاضائی می کردند سزاوار بود که با آنها موافقت کنی .
قیس بن اشعث گفت : درخواست آنها را اجابت کن بجان خودم سوگند که آنها صبح فردا با توخواهند جنگید .
ابن سعد گفت : بخدا سوگند که اگربدانم چنین کنندهرگز با درخواست آنها موافقت نکنم .
و عاقبت فرستاده ابن سعد به نزد حضرت عباس بن علی ( علیه السلام ) آمد و گفت : ما به شما تا فردا مهلت می دهیم اگرتسلیم شدید شما را به نزد عبیدالله بن زیاد خواهیم فرستاد واگر سرباززدید ، دست ازشما برنخواهیم داشت .
منابع:
1 .کافی:ج4 ص 174.
2.اعلام الوری :ج1 ص455. فیض العلام:ص143.بحار الانوار :ج44ص361.
3از مدینه تا مدینه :ص381_382
4.اعلام الوری:ج1 ص455.فیض العلام:ص146.بحارالانوار :ج44ص392.
5 .مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107.
6.اعلام الوری :ج1 ص455.فیض العلام:ص146.
7. مناقب ابن شهر آشوب:ج4 ص107. فیض الاعلام و وقایع الایام شیخ عباس قمی
منبع
تفسیر خطبه غدیر

حمد و ثنای اللهی
حمد و سپاس خدایی را كه در یگانگی خود بلند مرتبه، و در تنهایی و فرد بودنش
نزدیك است. در قدرت و سلطه خود با جلالت و در اركان خود عظیم است.
علم او به همه چیز احاطه دارد در حالی كه در جای خود است، و همه مخلوقات
با قدرت و برهان خود تحت سیطره دارد. همیشه مورد سپاس بوده و همچنان مورد
ستایش خواهد بود. صاحب عظمتی كه از بین رفتنی نیست. ابتدا كننده و
بازگرداننده اوست و هر كاری به سوی او باز می گردد.
به وجود آورنده
بالا برده شده ها (آسمان ها و افلاك) و پهن كننده گسترده ها (زمین)، یگانه
حكمران زمین ها و آسمان ها، پاك و منزّه و تسبیح شده، پروردگار ملائكه و
روح، تفضّل كننده بر همه آنچه خلق كرده، و لطف كننده بر هر آنچه به وجود
آورده است. هر چشمی زیر نظر اوست ولی چشم ها او را نمی بینند. كَرم كننده و
بردبار و تحمّل كننده است. رحمت او همه چیز را فرا گرفته و با نعمت خود بر
همه آنها منت گذارده است.
در انتقام گرفتن خود عجله نمی كند و به آنچه
از عذابش كه مستحقّ آنند مبادرت نمی ورزد. باطن ها و سریره ها را می فهمد و
ضمایر را می داند، و پنهان ها بر او مخفی نمی ماند و مخفی ها بر او مشتبه
نمی شود. او راست احاطه بر هر چیزی و غلبه بر همه چیز و قوّت در هر چیزی و
قدرت بر هر چیزی، و مانند او شیئی نیست. اوست به وجود آورنده شی (چیز)
هنگامی كه چیزی نبود. دائم و زنده است، و به قسط و عدل قائم است.
خداوندی جز او كه با عزت و حكیم است نیست. بالاتر از آن است كه چشمها او را
درك كنند ولی او چشمها را درك می كند و او لطف كننده و آگاه است. هیچكس
نمی تواند با دیدن به صفت او راه یابد، و كسی به چگونگی او از سر و آشكار
دست نمی یابد، مگر به آنچه خود خداوند عزوجل راهنمایی كرده است. گواهی می
دهم به او كه اوست خدا، خدایی كه قُدس و پاكی و منزّه بودن او روزگار را پر
كرده است.
او كه نورش ابدیّت را فرا گرفته است. او كه دستورش را بدون
مشورتِ مشورت كننده ای اجرا می كند و در تقدیرش شریك ندارد و در تدبیرش كمك
نمیشود. آنچه ایجاد كرده بدون نمونه و مثالی تصویر نموده و آنچه خلق كرده
بدون كمك از كسی و بدون زحمت و بدون احتیاج به فكر و حیله خلق كرده است.
آنها را ایجاد كرد پس به وجود آمدند و خلق كرد پس ظاهر شدند. پس اوست خدایی
كه جز او خدایی نیست. صنعت او محكم و كار او زیباست.
عادلی كه ظلم نمی
كند و كرم كننده ای كه كارها به سوی او باز می گردد. شهادت می دهم اوست
خدایی كه همه چیز در مقابل عظمت او تواضع كرده و همه چیز در مقابل عزّت او
ذلیل شده و همه چیز در برابر قدرت او سر تسلیم فرود آورده و همه چیز در
برابر هیبت او خاضع شده اند.
پادشاه پادشاهان و گرداننده افلاك و مسخّر
كننده آفتاب و ماه، كه همه با زمان ِتعیین شده در حركت هستند. شب را بر
روی روز و روز را بر روی شب می گرداند، كه به سرعت در پی آن می رود. در هم
شكننده هر زور گوی با عناد، و هلاك كننده هر شیطان سر پیچ و متمرّد. برای
او ضدّی و همراه او معارضی نبوده است. یكتا و بی نیاز است. زاییده نشده و
نمی زاید، و برای او هیچ همتایی نیست. خدای یگانه و پرودگار با عظمت. می
خواهد پس به انجام می رساند، و اراده می كند پس مقدّر می نماید، و می داند
پس به شماره می آورد.
می میراند و زنده می كند، فقیر می كند و غنی
می نماید، می خنداند و می گریاند، نزدیك می كند و دور می نماید، منع می كند
و عطا می نماید. پادشاهی از آن ِاو و حمد و سپاس برای اوست. خیر به دست
اوست و او بر هر چیزی قادر است. شب را در روز و روز را در شب فرو می برد.
نیست خدایی جز او كه با عزّت و آمرزنده است. اجابت كننده دعا، بسیار عطا
كننده دعا، بسیار عطا كننده، شمارنده نَفَس ها و پرودگار جن ّو بشر، كه هیچ
امری بر او مشكل نمی شود، و فریاد دادخواهان او را منضجر نمی كند، و
اصرارِ اصرار كنندگانش او را خسته نمی نماید.
نگهدارنده صالحین و موفّق
كننده رستگاران و صاحب اختیار مومنان و پروردگار عالمیان. خدایی كه از
آنچه خلق كرده مستحق است كه او را در هر حالی شكر و سپاس گویند. او را سپاس
بسیار می گویم و دائماً شكر می نمایم، چه در آسایش و چه در گرفتاری، چه در
حال شدت و چه در حال آرامش.
و به او و ملائكه اش و كتاب ها و
پیامبرانش ایمان می آورم. دستور او را گوش می دهم و اطاعت می نمایم و به
آنچه او را راضی می كند مبادرت می ورزم و در مقابل مقدرات او تسلیم می شوم
به عنوان رغبت در اطاعت او و ترس از عقوبت او، چرا كه اوست خدایی كه نمی
تواند از مكر او در امان بود و از ظلم او هم ترس نداریم (یعنی ظلم نمی
كند).
فرمان الهی برای مطلبی مهم
برای خداوند بر نفس خود به عنوان بندگی او اقرار می كنم، و شهادت می دهم
برای او به پروردگاری، و آنچه به من وحی نموده ادعا می نمایم از ترس آنكه
مبادا اگر آنجام ندهم عذابی از او بر من فرود آید كه هیچكس نتواند آن را
دفع كند، هر چند كه حیله عظیمی بكار بندد و دوستی او خالص باشد. نیست خدایی
جز او.
زیرا خداوند به من اعلام فرموده كه اگر آنچه در حق علی بر
من نازل نموده ابلاغ نكنم رسالت او را نرسانده ام، و برای من حفظ از شر
مردم را ضمانت نموده و خدا كفایت كننده و كریم است. خداوند به من چنین وحی
كرده است: ای پیامبر ابلاغ كن آنچه از طرف پرودگارت بر تو نازل شده –
درباره علی، یعنی خلافت علی بن ابی طالب – و اگر انجام ندهی رسالت او را
نرسانده ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می كند.
ای مردم!من در رساندن آنچه خداوند بر من نازل كرده كوتاهی نكردم، و من سبب
نزول این آیه را برای شما بیان می كنم: جبرئیل سه مرتبه بر من نازل شد و از
طرف خداوندِ سلام - كه او سلام است - مرا مامور كرد كه در این اجتماع بپا
خیزم و بر هر سفید و سیاهی اعلام كنم علی بن ابی طالب برادر من و وصی من و
جانشین من بر امتم و امام بعد از من است. نسبت او به من همانند هارون به
موسی است جز اینكه پیامبری بعد از من نیست.
و او صاحب اختیار شما بعد
از خدا و رسولش است.و خداوند این آیه از كتابش را بر من نازل كرده است:
صاحب اختیار شما خدا و رسولش هستند و كسانی كه ایمان آورده و نماز را بپا
می دارند و در حال ركوع زكات می دهند. و علی بن ابی طالب است كه نماز را
بپا داشته و در حال ركوع زكات داده و در حال خداوند عزوجل را قصد می كند.
من از جبرئیل در خواست كردم از خدا بخواهد تا مرا ابلاغ این مهم معاف
بدارد، زیرا از كمی متقین و زیادی منافقین و فساد ملامت كنندگان و حیله های
مسخره كنندگان ِاسلام اطلاع دارم، كسانی كه خداوند در كتابش آنان را چنین
توصیف كرده است كه با زبانشان می گویند آنچه در قلبهایشان نیست، و این كار
را سهل می شمارند در حالی كه نزد خداوند عظیم است.
همچنین به خاطر
اینكه منافقین بارها مرا اذیت كرده اند تا آنجا كه مرا اُذُن «گوش دهنده بر
هر حرفی» نامیدند، و گمان كردند كه من چنین هستم به خاطر ملازمت بسیار علی
با من و توجه من به او و تمایل او و قبولش از من، تا آنكه خداوند عزوجل در
این باره چنین نازل كرد: از آنان كسانی هستند كه پیامبر را اذیت می کنند و
می گویند او اُذُن «گوش دهنده به هر حرفی» است، بگو: گوش است - بر ضد
كسانی كه گمان می كنند او اُذُن است- و برای خود خیر است، به خدا ایمان می
آورد و در مقابل مومنین اظهار تواضع و احترام می نماید، و برای كسانی از
شما كه ایمان آورده اند رحمت است؛ و كسانی كه پیامبر را اذیت می كنند عذاب
درد ناكی در انتظارشان است. اگر من بخواهم گویندگان این نسبت اُذُن را نام
ببرم می توانم، و اگر بخواهم به شخص آنها اشاره كنم می نمایم، و اگر بخواهم
با علائم آنها را معرفی كنم می توانم، ولی به خدا قسم من در كار آنان با
بزرگواری رفتار كرده ام.
بعد از همه اینها، خداوند از من راضی نمی شود
مگر آنچه در حق علی بر من نازل كرده ابلاغ نمایم. ای پیامبر برسان آنچه -
در حق علی- از پروردگارت بر تو نازل شده و اگر انجام ندهی رسالت او را
نرسانده ای، و خداوند تو را از مردم حفظ می كند.
اعلان رسمی ولایت و امامت دوازده امام علیهم السلام
ای مردم! این مطلب را درباره او بدانید و بفهمید، و بدانید كه خداوند او را
برای شما صاحب اختیار و امامی قرار داده كه اطاعتش را واجب نموده است بر
مجاهدین و انصار بر تابعین آنان به نیكی، و بر روستایی و شهری، و بر عجمی و
عربی، و بر آزاد و بنده، و بر بزرگ و كوچك، و بر سفید و سیاه، بر هر
یكتاپرستی حكم او اجرا شونده و كلام او مورد عمل و امر او نافذ است. هر كس
با او مخالفت كند ملعون است، و هر كس تابع او باشد و او را تصدیق نماید
مورد رحمت الهی است.
خداوند او را و هر كس را كه از او بشنود و او را اطاعت كند آمرزیده است.
ای مردم! این آخرین باری است كه در چنین اجتماعی بپا می ایستم. پس بشنوید و
اطاعت كنید و در مقابل امر پروردگارتان سر تسلیم فرود آورید، چرا كه
خداوند عزوجل صاحب اختیار شما و معبود شماست، و بعد از خداوند رسولش و
پیامبرش كه شما را مخاطب قرار داده، و بعد از من علی صاحب اختیار شما و
امام شما به امر خداوند است، و بعد از او امامت در نسل من از فرزندان اوست
تا روزی كه خدا و رسولش را ملاقات خواهید كرد. حلالی نیست مگر آنچه خدا و
رسولش و امامان حلال كرده باشند، و حرامی نیست مگر آنچه خدا و رسولش و
امامان بر شما حرام كرده باشند. خدای عزوجل حلال و حرام را به من شناسانده
است، و آنچه پرودگارم از كتابش و حلال و حرامش به من آموخته به او سپرده ام
ای مردم! علی را (بر دیگران) فضیلت دهید. هیچ علمی نیست مگر آنكه خداوند آن
را در من جمع كرده است، و هر علمی را كه آموخته ام در امام المتقین جمع
نموده ام، و هیچ علمی نیست مگر آنكه آن را به علی آموخته ام. اوست امام
مبین كه خداوند در سوره یس ذكر كرده است: و هر چیزی را در امام مبین جمع
كردیم.
ای مردم! از علی به سوی دیگری گمراه نشوید، و از او روی بر مگردانید و از
ولایت او سر باز نزنید. اوست كه به حق هدایت نموده و از آن نهی می نماید، و
در راه خدا سرزنش ملامت كننده ای او را مانع نمی شود. علی اول كسی است كه
به خدا و رسولش ایمان آورد و هیچكس در ایمان به من بر او سبقت نگرفت.
اوست كه با جان خود در راه رسول خدا فداكاری كرد. اوست كه با پیامبر خدا
بود در حالی كه هیچكس از مردان همراه او خدا را عبادت نمی كرد.
از طرف
خداوند به او امر كردم كه درخوابگاه من بخوابد، او هم در حالی كه جانش را
فدای من كرده بود در جای من خوابید.
ای مردم! او را فضیلت دهید كه خدا او را فضیلت داده است، و او را قبول كنید
كه خداوند او را منصوب نموده است.
ای مردم! او از طرف خداوند امام است، و هر كس ولایت او را انكار كند خداوند
هرگز توبه اش را نمی پذیرد و او را نمی بخشد، حتمی است بر خداوند كه با
كسی كه با او مخالفت نماید چنین كند و او را به عذابی شدید تا ابدیت تا آخر
روزگار معذب نماید. پس بپرهیزید از اینكه با او مخالفت كنید و گرفتار آتشی
شوید كه آتشگیره آن مردم و سنگ ها هستند و برای كافران آماده شده است.
ای مردم! به خدا قسم پیامبران و رسولان پیشین به من بشارت داده اند، و من
به خدا قسم خاتم پیامبران و مرسلین و حجت بر همه مخلوقین از اهل آسمان ها و
زمین ها هستم. هر كس در این مطالب شك كند مانند كفر جاهلیت اول كفار شده
است؛و هر كس در چیزی از این گفتار من شك كند در همه ی آنچه بر من نازل شده
شك كرده است، و هر كس در یكی از امامان شك كند در همه آنها شك كرده است، و
شك كننده درباره ما در آتش است.
ای مردم! خداوند این فضیلت را بر من ارزانی داشته كه منّتی از او بر من و
احسانی از جانب او به سوی من است.
خدایی جز او نیست. حمد و سپاس از من بر او تا ابدیت و تا آخر روزگار و در هر حال.
ای مردم! علی را فضیلت دهید كه او افضل مردم بعد از من از مرد و زن است تا
مادامی كه خداوند روزی را نازل می كند و خلق باقی هستند. معلون است ملعون
است. مورد غضب است مورد غضب است كسی كه این گفتار مرا رد كند و با آن موافق
نباشد. بدانید كه جبرئیل از جانب خداوند این خبر را برای من آورده است و
می گوید: «هركس با علی دشمنی كند و ولایت او را نپذیرد لعنت و غضب من بر او
باد». هر كس ببیند برای فردا چه پیش فرستاده است. از خدا بترسد كه با علی
مخالفت كنید و در نتیجه قدمی بعد از ثابت بودن آن بلغزد، خداوند از آنچه
انجام می دهید آگاه است.
ای مردم! علی «جنب الله» است كه خداوند در كتاب عزیزش ذكر كرده و درباره
كسیكه با او مخالفت كند فرموده است: ای حسرت بر آنچه درباره جنب خداوند
تفریط و كوتاهی كردم.
ای مردم! در قرآن تدبر نمایید و آیات آن را بفهمید و در محكمات آن نظر كنید
و به دنبال متشابه آن نروید. به خدا قسم، باطن آن را برای شما بیان نمی
كند و تفسیرش را برایتان روشن نمی كند مگر این شخصی كه دست او را می گیرم و
او را به سوی خود بالا می برم و بازوی او را می گیرم و با دو دستم او را
بلند می كنم و به شما می فهمانم كههر كس من صاحب اختیار اویم این علی صاحب
اختیار اوست و او علی بن ابی طالب برادر و جانشین من است، و ولایت او از
خداوند عزوجل است كه بر من نازل كرده است
ای مردم! علی و پاكان از فرزندانم از نسل او ثقل اصغرند و قرآن ثقل اكبر
است. هر یك از این دو از دیگری خبر می دهد و با هم موافق هستند. آنها از
یكدیگر جدا نمی شوند تا بر سر حوض كوثر بر من وارد شوند.
بدانید كه
آنان امین های خداوند بین مردم و حاكمان او در زمین هستند. بدانید كه من
ادا نمودم، بدانید كه من ابلاغ كردم، بدانید كه من شنوانیدم، بدانید كه من
روشن نمودم، بدانید كه خداوند فرموده است و من از جانب خداوند عزوجل می
گویم بدانید كه امیرالمومنینی جز این برادرم نیست. بدانید كه امیرالمومنین
بودن بعد از من برای احدی جز او حلال نیست.
بلند كردن دست امیرالمومنین علیه السلام بدست رسول خدا صلی الله علیه و اله و سلم
سپس پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم دستش را بر بازوی علی علیه السلام
زدند و آن حضرت را بلند كردند. و این در حالی بود كه امیرالمومنین علیه
السلام از زمانی كه پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم بر فراز منبر آمده
بودند یك پله پایین تر از مكان حضرت ایستاده بودند و نسبت به صورت حضرت به
طرف راست مایل بود كه گویی هر دو در یك مكان ایستاده اند. پس پیامبر صلی
الله علیه و اله و سلم با دستشان ایشان را بلند كردند و هر دو دست را به
سوی آسمان باز نمودند و علی علیه السلام را از جا بلند نمودند تا حدی كه
پای ایشان موازی زانوی پیامبر صلی الله علیه و اله و سلم رسید.
سپس فرمودند:
ای مردم! این علی است برادر من و وصی من و جامع علم من، و جانشین من در
امتم بر آنان كه به من ایمان آورده اند، و جانشین من در تفسیر كتاب خداوند
عزوجل و دعوت به آن و عمل كننده به آنچه او را راضی می كند، و جنگ كننده با
دشمنان خدا و دوستی كننده بر اطاعت او و نهی كننده از معصیت او. اوست
خلیفه رسول خدا، و اوست امیرالمومنین و امام هدایت كننده از طرف خداوند، و
اوست قاتل ناكثین و قاسطین و مارقین به امر خداوند. خداوند می فرماید: سخن
در پیشگاه من تغییر نمی پذیرد.
پرودگارا، به امر تو می گویم:خداوندا دوست بدار هر كس علی را دوست بدارد و
دشمن بدار هر كس علی را دشمن بدارد، و یاری كن هر كس علی را یاری كند و
خوار كن هر كس علی را خوار كند، و لعنت نما هر كس علی را انكار كند و غضب
نما بر هر كس كه حق علی را انكار نماید.
پرودگارا، تو هنگام روشن شدن
این مطلب و منصوب نمودن علی در این روز، این آیه را درباره او نازل كردی:
امروز دین شما را برایتان كامل نمودم و نعمت خود را بر شما تمام كردم و
اسلام را به عنوان دین شما راضی شدم. فرمودی: دین نزد خدا اسلام است و
فرمودی: هر كس دینی غیر از اسلام انتخاب كند هرگز از او قبول نخواهد شد و
او در آخرت از زیانكاران خواهد بود. پرودگارا، تو را شاهد می گیرم كه من
ابلاغ نمودم
تاكید بر توجه امت به مسئله امامت
ای مردم! خداوند دین شما را با امامت او كامل نموده، پس هر كس اقتدا نكند
به او و به كسانی كه جانشین او از فرزندان من و از نسل او هستند تا روز
قیامت و روز رفتن به پیشگاه خداوند عزوجل، چنین كسانی اعمالش در دنیا وآخرت
از بین رفته و در آتش دائمی خواهند بود. عذاب از آنان تخفیف نمی یابد و به
آنها مهلت داده نمی شود.
ای مردم! این علی است كه یاری كننده ترین شما نسبت به من و سزاوارترین شما
به من و نزدیك ترین شما به من؛ خدای عزوجل و من از او راضی هستیم. هیچ آیه
رضایتی در قرآن نازل نشده مگر درباره او، هیچگاه خداوند مومنین را مورد
خطاب قرار نداده مگر آنكه ابتدا او مخاطب بوده است، و هیچ آیه مدحی در قرآن
نیست مگر درباره او، و خداوند در سوره «هَلْ اَتی» شهادت به بهشت نداده
مگر برای او، و این سوره جز او را مدح نكرده است.
ای مردم! او را یاری دهنده دین خدا و دفاع كننده از رسول خداست، و اوست با
تقوای پاكیزه هدایت كننده هدایت شده. پیامبرتان بهترین پیامبر و وصیتان
بهترین وصی و فرزندان او بهترین اوصیاء هستند.
ای مردم! نسل هر پیامبری از صلب خود او هستند ولی نسل من از صلب امیرالمومنین علی است.
ای مردم! شیطان آدم را با حسد از بهشت بیرون كرد. مبادا به علی حسد كنید كه
اعمالتان نابود شود و قدم هایتان بلغزد. آدم به خاطره یك گناه به زمین
فرستاده شد در حالی كه انتخاب شده خداوند عزوجل بوده، پس شما چگونه خواهید
بود در حالی كه شمایید و در بین شما دشمنان خدا هستند. بدانید كه با علی
دشمنی نمی كند مگر با تقوی و به او ایمان نمی آورد مگر مومن مخلص. به خدا
قسم سوره والعصر درباره علی نازل شده است: قسم به عصر، انسان در زیان است
مگر علی كه ایمان آورد وبه حق و صبر راضی شد.
ای مردم! من خدا را شاهد گرفتم و رسالتم را به شما ابلاغ نمودم، و بر عهده رسول جز ابلاغ روشن چیزی نیس
ای مردم! از خدا بترسید آن گونه كه باید ترسید و از دنیا نروید مگر آنكه مسلمان باشید.
اشاره به كارشكنی های منافقین
ای مردم! ایمان آورید به خدا و رسولش و به نوری كه همراه او نازل شده است،
قبل از آنكه هلاك كنیم وجوهی را و آن صورت ها را به پشت بر گردانیم یا آنان
را مانند اصحاب سبت لعنت كنیم.
ای مردم! نور از جانب خداوند عزوجل در من نهاده شده و سپس در علی بن ابی
طالب و بعد در نسل او تا مهدی قائم، كه حق خداوند و هر حقی كه برای ما باشد
می گیرد، چرا كه خداوند عزوجل ما را بر كوتاهی کنندگان و بر معاندان و
مخالفان و خائنان و گناهكاران و ظالمان و غاضبان از همه عالمیان حجت قرار
داده است.
ای مردم! شما را می ترسانم و انذار می نمایم كه من رسول خدا هستم، و قبل از
من پیامبران بوده اند.آیا اگر من بمیرم یا كشته شوم شما عقب گرد می
نمایید؟ هر كس به عقب بر گردد به خدا ضرری نمی رساند، و خداوند به زودی
شاكرین و صابرین را پاداش می دهد. بدانید كه علی است توصیف شده به صبر و
شكر، و بعد از او فرزندانم از نسل او چنین اند.
ای مردم! با اسلامتان بر من منت مگذارید، بلكه بر خدا منت نگذارید، كه
اعمالتان را نابود می نماید و بر شما غضب می كند و شما را به شعله ای از
آتش و مس گداخته مبتلا می كند.
پرودگار شما در كمین است
ای مردم! بعد از من امامانی خواهند بود كه به آتش دعوت می كنند و روز قیامت كمك نمی شوند.
ای مردم! خداوند و من از آنان بیزار هستیم.
ای مردم! آنان و یارانشان و تابعینشان و پیروانشان در پایین ترین درجه آتش
اند و چه بد است جای متكبران. بدانید كه آنان اصحاب صحیفه هستند، پس هر یك
از شما در صحیفه خود نظر كند.
راوی گوید: وقتی پیامبر (ص) نام «اصحاب صحیفه» را آورد اكثر مردم منظور
حضرت را نفهمیدند و برایشان سوال انگیز شد، و فقط عده كمی مقصود حضرت را
فهمیدند.
ای مردم! من امر خلافت را به عنوان امامت و وراثت آن در نسل خودم تا روز
قیامت به ودیعه می سپارم، و من رسانیدم آنچه مأمور به ابلاغش بودم تا حجت
باشد بر حاضر و غایب و بر همه كسانی كه حضور دارند، به دنیا آمده اند یا
نیامده اند. پس حاضران به غایبان و پدران به فرزندان تا روز قیامت برسانند.
وبه زودی امامت را بعد از من به عنوان پادشاهی و با ظلم و زور می گیرند.
خداوند غاصبین و تعدی كنندگان را لعنت كند.و درآن هنگام است- ای جن وانس-
كه میریزد برای شما آنكه باید بریزد و می فرستد بر شما شعله ای از آتش و مس
گداخته و نمی توانید آن را از خود دفع كنید.
ای مردم! خداوند عزوجل شما را به حال خود رها نخواهد كرد تا آنكه خبیث را
از پاكیزه جدا كند، و خداوند شما را بر غیب مطاع نمی كند.
ای مردم! هیچ سرزمین آبادی نیست مگر آنكه در اثر تكذیب (اهل آن آیات الهی
را) خداوند قبل از روز قیامت آنان را هلاك خواهد كرد و آن را تحت حكومت
امام مهدی خواهد آورد، و خداوند وعده خود را عملی می نماید.
ای مردم! قبل از شما اكثر پیشینیان هلاك شدند، و خداوند آنها را هلاك نمود و
اوست كه آیندگان را هلاك خواهد كرد. خدای تعالی می فرماید: آیا ما
پیشینیان را هلاك نكردیم؟ آیا در پی آنان دیگران را نفرستادیم؟ ما با
مجرمان چنین می كنیم. وای بر مكذبین در آن رو
ای مردم! خداوند مرا امر و نهی نموده است، و من هم به امر الهی علی را امر و
نهی نموده ام، و علم امر و نهی نزد اوست. پس امر او را گوش دهید تا سلامت
بمانید، و او را اطاعت كنید تا هدایت شوید و نهی او را قبول كنید تا در راه
درست باشید، و به سوی مقصد و مراد او بروید، و راه های بیگانه شما را از
راه او منحرف نكند.
پیروان اهل بیت علیهم السلام و دشمنان ایشان
ای مردم! من راه مستقیم خداوند هستم كه شما را به پیروی آن امر نموده، وسپس
علی بعد از من، و سپس فرزندانم از نسل او كه امامان هدایت اند، به حق
هدایت می كنند و به یاری حق به عدالت رفتار می كنند. سوره حمد درباره من
نازل شده، و به خدا قسم درباره ایشان (امامان) نازل شده است. به طور عموم
شامل آنان است و به طور خاص درباره آنان است.
ایشان دوستان خدایند كه ترسی بر آنان نیست و محزون نمی شوند، بدانید كه حزب خداوند غالب هستند.
بدانید كه دشمنان ایشان سفهاء گمراه و براداران شیاطین اند كه اباطیل را
از روی غور به یكدیگر می رسانند. بدانید كه دوستان اهل بیت كسانی اند كه
خداوند در كتابش آنان را یاد كرده و فرموده است: نمی یابی قومی را كه به
خدا و روز قیامت ایمان آورده باشند، و در عین حال با كسانی كه با خدا و
رسولش ضدّیت دارند روی دوستی داشته باشند، اگر چه پدرانشان یا فرزندانشان
یا برادرنشان یا فامیلشان باشند.
آنان اند كه ایمان در قلبشان نوشته
شده و خداوند آنان را با وحی از خود تایید فرموده و ایشان را به بهشتی وارد
می كند كه از پایین آن نهرها جاری است و در آن راضی است و آنان راضی
هستند. آنان حزب خداوند هستند. بدانید كه حزب خدا رستگارند.
بدانید كه
دوستان اهل بیت كسانی اند كه خداوند عزوجل آنان را توصیف كرده و فرموده
است: كسانی كه ایمان آورده و ایمانشان را با ظلم نپوشانده اند، آنان اند كه
برایشان امان است و آنان هدایت یافتگان اند. بدانید كه دوستان ایشان كسانی
اند كه ایمان آورده اند و به شك نیفتاده اند.
بدانید كه دوستان ایشان
كسانی اند كه با سلامتی و در حال امن وارد بهشت می شوند، و ملائكه با سلام
به ملاقات آنان می آیند و می گویند: سلام بر شما، پاكیزه شدید، پس برای
همیشه داخل بهشت شوید. بدانید كه دوستان ایشان كسانی هستند كه بهشت برای
آنان است و در آن بدون حساب روزی داده می شوند.
بدانید كه دشمنان اهل
بیت كسانی اند كه به شعله های آتش وارد می شوند. بدانید كه دشمنان ایشان
كسانی اند كه از جنهم در حالی كه می جوشد صدای وحشتناكی می شنود و شعله
كشیدن آنرا می بینند. بدانید كه دشمنان ایشان كسانی اند كه خداوند درباره
او آنان فرموده است: هر گروهی كه داخل (جنهم) می شوند همتای خود را لعنت می
كنند، تا آنكه همه آنان در آنجا به یكدیگر می پیوندند آخرین آنان با اشاره
به اولین آنان می گویند:
پروردگارا، اینان ما را گمراه كردند؛ پس عذاب
دو چندان از آتش به آنان نازل كن. خدا می فرماید: برای هر دو گروه عذاب
مضاف است ولی شما نمی دانید.
بدانید كه دشمنان ایشان كسانی اند كه
خداوند عزوجل می فرماید: هرگاه گروهی را در جنهم می اندازد خزانه داران
دوزخ از ایشان می پرسند: آیا ترساننده ای برای شما نیامد؟ می گویند: بلی،
برای ما نذیر و ترسانده آمد ولی ما او را تكذیب كردیم و گفتیم: خداوند هیچ
چیز نازل نكرده است، و شما در گمراهی بزرگ هستید.
و می گویند: اگر می شنیدم یا فكر می كردیم از اصحاب آتش نبودیم. به گناه خود اعتراف كردند.
پس دور باشند اصحاب آتش.
بدانید كه دوستان اهل بیت كسانی هستند كه در پنهانی از پرودگارشان می ترسند و برای آنان مغفرت و اجر بزرگ است.
ای مردم! چقدر فاصله است بین شعله های آتش و بین اجر بزرگ.
ای مردم! دشمن ما كسی است كه خداوند او را نکوهش کرده و او را لعنت کرده و دوست ما کسی است که خداوند او را مدح نموده و دوستش بدارد.
ای مردم! بدانید كه من نذیر و ترساننده ام و علی بشارت دهنده است.
ای مردم! بدانید كه من مُنذر و بر حذر دارنده ام و علی هدایت كننده است.
ای مردم! من پیامبرم و علی جانشین من است.
ای مردم! بدانید كه من پیامبرم و علی امام و وصی بعد از من است، و امامان
بعد از او فرزندان او هستند. بدانید كه من پدر آنانم و آنها از صلب او به
وجود می آیند.
حضرت مهدی عجل الله فرجه الشریف
بدانید كه آخرین امامان، مهدی قائم از ماست.اوست غالب بر ادیان، اوست
انتقام گیرنده از ظالمین. اوست فاتح قلعه ها و منهدم كننده آنها. اوست غالب
بر هر قبیله ای از اهل شرك و هدایت كننده آنان. بدانید كه اوست انتقام
گیرنده همه خون های اولیاء خدا. اوست یاری دهنده دین خدا. بدانید كه اوست
استفاده كننده از دریایی عمیق.
اوست كه هر صاحب فضیلتی را به قدر فضلش و هر صاحب جهالتی را به جهلش نشانه می دهد. اوست وارث هر علمی و احاطه دارنده به هر فهمی.
بدانید كه اوست خبر دهنده از پرودگارش، و بالا برنده آیات الهی. اوست هدایت یافته محكم بنیان. اوست كه كارها به او سپرده شده است.
اوست كه پیشینیان به او بشارت داده اند. اوست كه به عنوان حجت باقی می
ماند و بعد از او حجتی نیست. هیچ حقی نیست مگر همراه او، و هیچ نوری نیست
مگر نزد او. بدانید او كسی است كه غالبی بر او نیست و كسی بر ضد او كمك نمی
شود. اوست ولی خدا در زمین و حكم كننده او بین خلقش و امین او بر نهان
وآشكارش.
مطرح كردن بیعت
ای مردم! من برایتان روشن كردم و به شما فهانیدم، و این علی است كه بعد از
من به شما می فهاند.بدانید كه من بعد از پایان خطابه ام شما را به دست دادن
با من به عنوان بیعت با او و اقرار به او، و بعد از من به دست دادن با خود
او فرا می خوانم. بدانید كه من با خدا بیعت كرده ام و علی با من بیعت كرده
است، و من از جانب خداوند برای او از شما بیعت می گیرم.خداوند می فرماید:
كسانی كه با تو بیعت می كنند، دست خداوند بر روی دست آنان است.
پس هر كس بیعت را بشكند بر ضرر خود اوست، و هر كس به آنچه با خدا عهد بسته وفادار باشد خداوند به او اجر عظیمی عنایت خواهد كرد.
حلال و حرام، واجبات و محرمات
ای مردم! حج و عمره از شعائر الهی هستند، خداوند می فرماید: هر كس به خانه
خدا به عنوان حج یا عمره بیاید برای او اشكالی نیست كه بر صفا و مروه بسیار
طواف كند، و هر كس كار خیری را بدون چشم داشتی انجام دهد خداوند سپاسگزار
داناست.
ای مردم! به حج خانه خدا بروید.
هیچ خاندانی به خانه خدا وارد نمی شود
مگر آنكه مستغنی می گردند و شاد می شوند، و هیچ خاندانی آن را ترك نمی كنند
مگر آنكه منقطع می شوند و فقیر می گردند.
ای مردم! هیچ مومنی در موقف (عرفات، مشعر، منی) وقف نمی كند مگر آنكه
خداوند گناهان گذشته او را تا آن وقت می آمرزد، و هرگاه كه حجش پایان یافت
اعمالشان را از سر می گیرد.
ای مردم! حاجیان كمك می شوند و آنچه خرج می كنند به آنان باز می گردد، و خداوند جزای محسنین را ضایع نمی نماید.
ای مردم! با دین كامل و با تفقه و فهم به حج خانه خدا بروید و از آن مشاهد
مشرفه جز با توبه و دست كشیدن از گناه بر مگردید.
ای مردم! نماز را بپا دارید و زكات را بپردازید همانطور كه خداوند عزوجل به
شما فرمان داده است و اگر زمان طویلی بر شما گذشت و كوتاهی نمودید یا
فراموش كردید، علی صاحب اختیار شماست و برای شما بیان می كند، او كه خداوند
عزوجل بعد از من عنوان امین بر خلقش او را منصوب نموده است. او از من است و
من از اویم.
او وآنان كه از نسل من اند آنچه را نمدانید برای شما بیان
می كنند.بدانید كه حلال و حرام بیش از آن است كه من همه آنها را بشمارم و
معرفی كنم و بتوانم در یك مجلس به همه حلال ها دستور دهم و از همه حرام ها
نهی كنم و پس مأمورم كه از شما بیعت بگیرم و با شما دست بدهم بر اینكه قبول
كنید آنچه از طرف خداوند عزوجل درباره امیرالمومنین علی و جانشینان بعد از
او آورده ام كه نسل من و اویند، و آن موضوع امامتی است كه فقط در آنها بپا
خواهد بود، و آخر ایشان مهدی است تا روزی كه خدای مدبر قضا و قدر را
ملاقات كند
ای مردم! هر حلالی كه شما را بدان راهنمایی كردم و هر حرامی كه شما را از
نهی نمودم، هرگز از آنها بر نگشته ام و تغییر نداده ام. این مطلب را به یاد
داشته باشید و آن را تبدیل نكنید و تغییر ندهید.من سخن خود را تكرار می
كنم: نماز را بپا دارید زكات را بپردازید و به كار نیك امر كنید و از
منكرات نهی نمایید.
بدانید كه بالاترین امر به معروف آن است كه سخن مرا
بفهمید و آنرا به كسانی كه حاضر نیستند برسانید و او را از طرف من به قبولش
امر كنید و از مخالفتشان نهی نمایید، چرا كه این دستوری از جانب خداوند
عزوجل و از نزد من است، و هیچ امر به معروف و نهی از منكری نمیشود مگر با
امام معصوم.
ای مردم! قرآن به شما می شناساند كه امام بعد از علی فرزندان او هستند و من
هم به شما شناساندم كه آنان از نسل من و از نسل اویند. آنجا كه خداوند در
كتابش می فرماید: آن (امامت) را به عنوان كلمه باقی در نسل او قرار داد، و
من نیز به شما گفتم: اگر به آن دو (قرآن و اهل بیت) تمسك كنید هر گز گمراه
نمی شود.
ای مردم! تقوی را، تقوی را. از قیامت بر حذر باشید همانگونه كه خدای عزوجل
فرموده: زلزله قیامت شی عظیمی است.
مرگ و معاد و حساب و ترازوهای الهی و حسابرسی در پیشگاه رب العالمین و ثواب
و عقاب را به یاد آورید. هر كس حسنه با خود بیاورد طبق آن ثواب داده می
شود، و هر كس گناه بیاورد در بهشت او را نصیبی نخواهد بود.
بیعت گرفتن رسمی
منبع:سایت غدیر
لینک مرتبط:
شرح خطبه غدیر
چگونگی شهادت امام جواد علیه السلام

در مورد شهادت امام جواد ( علیه السلام) یک دسته از روایات می گویند آن حضرت به دست همسرش ام الفضل، دختر مأمون، به اشاره معتصم مسموم گشت. ولی روایتی دیگر می گوید: بعد از آنکه معتصم امام را به بغداد طلبید... به وسیله «اشناس» شربتی از پرتقال برای امام فرستاد و اشناس به او گفت: پیش از شما امیرالمؤمنین به احمد بن ابی داوود و سعید بن خضیب و گروهی از بزرگان از این شربت نوشانیده و امر کرده است شما هم آن را با آب یخ بنوشید. این بگفت و یخ آماده کرد. امام فرمود: در شب آن را می نوشم. اشناس گفت: باید خنک نوشیده شود و الان یخ آن آب می شود و اصرار کرد و امام ( علیه السلام) با علم به عمل آنان آن را نوشید» .
در جای دیگری آمده است که ابن ابی داوود بعد از ماجرایی مربوط به قطع دست سارق که امام ( علیه السلام) دیگران را مجاب کرد و معتصم به سخن امام عمل کرد و حرف دیگران را رد کرد، معتصم را به کشتن امام تحریک کرد. ابن ابی داوود می گوید: «پس به معتصم گفتم: خیر خواهی برای امیرالمؤمنین بر من واجب است و من واجب است و من در این جهت سخنی می گویم که می دانم با آن به آتش (جهنم) می افتم!
معتصم گفت: آن سخن چیست؟
گفتم: (چگونه) امیرالمؤمنین برای امری از امور دینی که اتفاق افتاده است فقهاء و علماء مردم را جمع کرد و حکم آن حادثه را از آنان پرسید و آنان حکم آن را به طوری که می دانستند گفتند و در مجلس، اعضای خانواده امیرالمؤمنین و فرماندهان و وزراء و دبیران حضور داشتند و مردم از پشت در به آنچه که در مجلس می گذشت گوش می دادند... آنگاه به خاطر گفته مردی که نیمی از مردم به امامت او معتقدند و ادعا می کنند او از امیرالمؤمنین شایسته تر به مقام او است، تمامی سخنان آن علماء و فقهاء را رها کرد و به حکم آن مرد حکم کرد؟ !
پس رنگ معتصم تغییر کرد و متوجه هشدار من شد و گفت: خدا در برابر این خیر خواهیت به تو پاداش نیک عطا کند!
پس در روز چهارم یکی از دبیران وزرایش را مأمور کرد تا ابوجعفر ( علیه السلام) را به منزل خود دعوت کند، او چنین کرد ولی ابوجعفر ( علیه السلام) نپذیرفت و گفت: تو می دانی که من در مجالس شما حاضر نمی شوم. آن شخص گفت: من شما را برای ضیافتی دعوت می کنم و دوست دارم بر فرش خانه من قدم بگذاری و من با ورود شما به منزلم متبرک شوم. و فلان بن فلان از وزرای خلیفه دوست دارد خدمت شما برسد.
پس آن حضرت ( علیه السلام) به منزل او رفت و چون غذا خورد احساس مسمومیت کرد و مرکب خود را طلبید. صاحب خانه از او خواست نرود، ابوجعفر ( علیه السلام) فرمود: بیرون رفتن من از خانه تو برای تو بهتر است!
پس در آن روز و شب حال او منقلب بود تا اینکه رحلت نمود.منبع:سایت حوزه
یاران ایرانی امام رضا علیهالسلام

این ریشهی اعتقادی که برگرفته از حس حقجویی و آزاد منشی ایرانی است، چنان استقبالی[1] را از امام رضا علیه السلام در شهرهای ایرانی به نمایش گذاشته است. که در بستر تاریخ به عنوان یک سند افتخار جاویدان خواهد ماند.
وصف یاران ایرانی امام رضا و حتی آوردن نام همهی آنان در یک نوشتار دشوار است. از این رو در این نوشته به معرفی آن دسته از یاران ایرانی حضرت امام رضا علیه السلام که آغاز نامشان با حرف الف باشد، به گونهای کوتاه بسنده میشود.
مراجعه کنید به ادامه مطلب
در دامان ابوطالب «بخش اول»
25 گنج بزرگ دنیا از زبان امام صادق (ع)

1- طلبتُ الجنة، فوجدتها فی السخأ:بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در بخشندگی و جوانمردی یافتم.
2- و طلبتُ العافیة، فوجدتها فی العزلة:و تندرستی و رستگاری را جستجو نمودم، پس آن را در گوشه گیری (مثبت و سازنده) یافتم.
3- و طلبت ثقل المیزان، فوجدته فی شهادة «ان لا اله الا الله و محمد رسول الله»: و سنگینی ترازوی اعمال را جستجو نمودم، پس آن را در گواهی به یگانگی خدا تعالی و رسالت حضرت محمد (صلی الله علیه و آله) یافتم.
4- و طلبت السرعة فی الدخول الی الجنة، فوجدتها فی العمل لله تعالی: سرعت در ورد به بهشت را جستجو نمودم، پس آن را در كار خالصانه برای خدای تعالی یافتم.
5- و طلبتُ حب الموت، فوجوته فی تقدیم المال لوجه الله: و دوست داشتن مرگ را جستجو نمودم، پس آن را در پیش فرستادن ثروت (انفاق) برای خشنودی خدای تعالی یافتم.
برگ عیشی به گور خویش فرست كس نیارد ز پس، تو پیش فرست
6- و طلبت حلاوة العبادة، فوجدتها فی ترك المعصیة: و شیرینی عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در ترك گناه یافتم.
7- و طلبت رقة القلب، فوجدتها فی الجوع و العطش: و رقت (نرمی) قلب را جستجو نمودم، پس آن را در گرسنگی و تشنگی (روزه) یافتم.
8- و طلبت نور القلب، فوجدته فی التفكر و البكأ: و روشنی قلب را جستجو نمودم، پس آن را در اندیشیدن و گریستن یافتم.
9- و طلبت الجواز علی الصراط، فوجدته فی الصدقة: و (آسانی) عبور بر صراط را جستجو نمودم، پس آن را در صدقه یافتم.
10- و طلبت نور الوجه، فوجدته فی صلاة اللیل: و روشنی رخسار را جستجو نمودم، پس آن را در نماز شب یافتم.
11- و طلبت فضل الجهاد، فوجدته فی الكسب للعیال: و فضیلت جهاد را جستجو نمودم، پس آن را در به دست آوردن هزینه زندگی زن و فرزند یافتم.
12- و طلبت حدب الله عزوجل، فوجدته فی بغض اهل المعاصی: و دوستی خدای تعالی را جستجو كردم، پس آن را در دشمنی با گنهكاران یافتم.
13- و طلبت الرئاسة، فوجدتها فی النصیحة لعبادالله: و سروری و بزرگی را جستجو نمودم، پس آن را در خیرخواهی برای بندگان خدا یافتم.
14- و طلبت فراغ القلب، فوجدته فی قلة المال: و آسایش قلب را جستجو نمودم، پس آن را در كمی ثروت یافتم.
15- و طلبت عزائم الامور، فوجدتها فی الصبر:و كارهای پر ارزش را جستجو نمودم، پس آن را در شكیبایی یافتم.
16- و طلبت الشرف، فوجدته فی العلم: و بلندی قدر و حسب را جستجو نمودم، پس آن را در دانش یافتم.
17- و طلبت العبادة فوجدتها فی الورع: و عبادت را جستجو نمودم، پس آن را در پرهیزكار یافتم .
18- و طلبت الراحة، فوجوتها فی الزهد: و آسایش را جستجو نمودم، پس آن را در پارسایی یافتم.
19- و طلبت الرفعة، فوجدتها فی التواضع: برتری و بزرگواری را جستجو نمودم، پس آن را در فروتنی یافتم.
20- و طلبت العز، فوجدته فی الصدق: و عزت (ارجمندی) را جستجو نمودم، پس آن را در راستی و درستی یافتم.
21- و طلبت الذلة، فوجدتها فی الصوم: و نرمی و فروتنی را جستجو نمودم، پس آن را در روزه یافتم.
22- و طلبت الغنی، فوجدته فی القناعة: و توانگری را جستجو نمودم، پس آن را در قناعت یافتم.
قناعت توانگر كند مرد را خبر كن حریص جهانگرد را
23- و طلبت الانس، فوجدته فی قرائة القرآن: و آرامش و همدمی را جستجو نمودم، پس آن را در خواندن قرآن یافتم.
24- و طلبت صحبة الناس، فوجدتها فی حسن الخلق: و همراهی و گفتگوی با مردم را جستجو نمودم، پس آن را در خوشخویی یافتم.
25- و طلبت رضی الله، فوجدته فی برالوالدین: و خوشنودی خدا تعالی را جستجو نمودم، پس آن را در نیكی به پدر و مادر یافتم.
منبع: مستدرك الوسائل، ج 12، ص 173 - 174، ح 13810
شخصیت عبدالمطلب «بخش دوم»
پیش از این گفتیم كه ابو طالب با عبدالله-پدر رسول خدا(ص)- از طرف پدر و مادر برادر بود و از عموهاى دیگر آن حضرت نسبت به آن حضرت مهربان تر و علاقه مند تر بود .
و شاید به همین سبب نیز بود كه عبدالمطلب چه در زمان سلامت و چه در هنگام بیمارى و احتضار سفارش آن حضرت را به ابوطالب كرده و بالاخره هم كفالت آن حضرت را پس از مرگ خود به ابوطالب سپرد،چنان چه در چند صفحه پیش از این خواندید .
و در اسد الغابة چند قول در این باره نقل كرده مانند این كه چون هنگام مرگ عبدالمطلب فرا رسید پسرانش را جمع كرده و سفارش رسول خدا(ص) را به آنها كرد،و به دنبال آن زبیر و ابوطالب-دو تن از پسران عبدالمطلب-درباره كفالت رسول خدا(ص) قرعه زدند و قرعه به نام ابوطالب در آمد،و قول دیگر آن است كه این انتخاب را خود عبدالمطلب كرد و ابوطالب را براى كفالت آن حضرت انتخاب نمود چون ابوطالب در میان عموهاى آن حضرت مهربان تر از دیگران نسبت به او بود،و قول سوم آن است كه عبدالمطلب در این باره مستقیما به ابوطالب وصیت كرد و محمد(ص) را تحت كفالت او قرار داد،و قول چهارم آن است كه نخست زبیر از آن حضرت كفالت كرد و چون زبیر از دنیا رفت كفالت آن حضرت را ابوطالب به عهده گرفت(11) كه البته خود ابن اثیر این قول آخر را از نظر تاریخى غلط دانسته و رد مى كند .
شخصیت عبدالمطلب «بخش اول»
ما پیش از این در داستان نذر عبدالمطلب براى ذبح عبدالله شمه اى از حالات او و شخصیت الهى و اعتقاد و ایمان او را به خداى یكتا بیان داشتیم(1) و پیش از آن نیز در باره ایمان اجداد رسول خدا(ص) تفصیلا مطالبى ذكر شد(2) چنان چه در خلال همین چند روایتى هم كه در این قسمت بیان شد شواهد زیادى بر این مطلب وجود داشت(3) و در اینجا نیز اضافه مى كنیم كه به عقیده بسیارى از دانشمندان شیعه و اهل سنت عبدالمطلب در مكه معظمه منادى توحید و یكتا پرستى و مخالف با هر نوع شركو بت پرستى بوده است،اگر چه برخى معتقدند كه از اظهارعقیده خویش تقیه مى كرد و روى مصالحى در اجتماعات و مراسم بت پرستان شركت مى نمود.چنانچه شیخ صدوق(ره) گوید :
« و كان عبد المطلب و ابوطالب من اعرف العلماء و اعلمهم بشان النبی-صلى الله علیه و آله-و كانا یكتمان ذلك عن الجهال و اهل الكفر و الضلال » (4)
بازگشت به مكة و درگذشت مادر«بخش دوم»
و به هر صورت این بحث را رها كرده و به دنبال بحث خود بازمى گردیم .
و در بحار الانوار از كتاب در آنجا توقف كردند،و براى رسول خدا(ص) از آن توقف یك ماهه خاطراتى به جاى مانده كه از آن جمله فرمود : در آن روزها مردى از یهود دیدم كه به نزد من رفت و آمد مى كرد و دقیقا مرا زیر نظر مى گرفت تا اینكه روزى تنهائى مرا دیدار كرده پرسید : اى پسر،نامت چیست؟
گفتم:احمد
در این وقت مرد یهودى نگاهى به پشت من كرد و شنیدم كه مىگفت :
این پسر پیامبر این امت است،و سپس به نزد دائیه اى من رفت و جریان را به آنها نیز گزارش داد،و آنها نیز به مادرم گفتند،و او بر حال من بیمناك شده و از مدینه خارج شدیم .
بازگشت به مكة و درگذشت مادر«بخش اول»
و در تاریخ براى این كار حلیمه كه بر خلاف رضاى قلبى او بود جز آنچه گفته شد جهات دیگرى نیز ذكر كرده اند:مانند این كه :
1- ابن هشام در سیره و طبرى در تاریخ خود از حلیمه روایت كرده اند كه گوید :
پس از ماجراى شق صدر شوهرم به من گفت:من ترس آنرا دارم كه این پسر دچار جن زدگى-یا جنون- شده باشد،او را به نزد خانواده اش باز گردان. حلیمه گوید:من آن حضرت را برداشته و به نزد مادرش- آمنه- آوردم،و او به من گفت:چه شد با آن اصرارى كه براى نگهدارى این فرزند داشتى او را باز گرداندى؟
گفتم:فرزندم بزرگ شده و من وظیفه خود را نسبت به او انجام داده ام و اینك از پیش آمدها و حوادث ناگوار بر او بیمناكم،و روى همین جهت همان گونه كه شما مایل بودید او را به شما مى سپارم .
آمنه گفت:داستان این نیست راست بگوى !
فرشته ها آمده اند ....

بوی مهربانی خداوند فراگیر شده است؛
امروز از جنس عیدهای خداوند است؛
که فرشته ها آورده ند استنشاق کنم
تبلیغات
