جمعه 24 دی 1389

در اینكه ائمه علیه السلام نور خداى عزوجل باشند

   نوشته شده توسط: مهدی    

ابو خالد كابلى گوید از امام باقر علیه السلام پرسیدم تفسیر قول خداى عزوجل را (8 سوره 64) (((بخدا و رسولش و نورى كه فرستاده‏ایم ایمان آورید))) فرمود: اى ابا خالد بخدا سوگند كه مقصود از نور ائمه از آل محمد(ص) باشند تا روز قیامت، بخدا كه ایشانند همان نور خدا كه فرو فرستاده، بخدا كه ایشانند نور خدا در آسمانها و زمین، بخدا اى ابا خالد، نور امام در دل مؤمنین از نور خورشید تابان در روز، روشن‏تر است، بخدا كه ائمه دلهاى مؤمنین را منور سازند و خدا از هر كس خواهد نور ایشان را پنهان دارد، پس دل آنها تاریك گردد، بخدا اى ابا خالد بنده‏اى ما را دوست ندارد و از ما پیروى نكند تا اینكه خدا قلبش را پاكیزه كرده باشد و خدا قلب بنده‏اى را پاكیزه نكند تا اینكه با ما خالص شده باشد و آشتى كرده باشد (یك رنگ شده باشد و سازگار) و چون با ما سازش كرد خدا از حساب سخت نگاهش دارد و از هراس بزرگ روز قیامت ایمنش سازد.
امام صادق علیه السلام راجع بقول خداى تعالى (157 سوره 7) (((كسانى كه پیروى مى‏كنند از رسول و پیغمبرى كه درس ناخوانده است و اوصافش را در توراة و انجیل نزدشان نوشته مى‏یابند، ایشان را بكار نیك وا مى‏دارد و از كار زشت نهى مى‏كند و پاكیزه‏ها را براى ایشان حلال و پلیدى‏ها را بر ایشان حرام مى‏سازدتا آنجا كه فرماید و پیروى كنند از نورى كه با او نازل شده، تنها ایشان رستگارند))) فرمود مقصود از نور در اینجا (على) امیرمؤمنان و ائمه علیه السلام مى‏باشند.


ادامه مطلب

امام رضا علیه السلام مى‏فرمود: ائمه خلفاء خداى عزوجل در زمینش باشند.

امام صادق علیه السلام فرمود: اوصیاء پیغمبر درهاى توجه بسوى خداى عزوجل باشند و اگر ایشان نبودند، مردم خداى عزوجل را نمى‏شناختند و خداى تبارك و تعالى بوسیله ایشان بر خلقش احتجاج كند.

ابن سنان گوید از امام صادق علیه السلام پرسیدم تفسیر قول خداى جل جلاله را (55 سوره 24) (((خدا از میان شما كسانى را كه ایمان آورده و كار شایسته كرده‏اند وعده فرموده است كه در زمین بخلافت گمارد چنانكه پیشینیان ایشان را بخلافت گماشت))) فرمود: ایشان ائمه هستند (و در روایت است كه این آیه در باره حضرت مهدى قائم علیه السلام و اصحاب او است و اگر از دنیا نماند مگر یك روز خدا آنروز را دراز كند تا آنحضرت ظهور كند و در روى زمین فرمانروائى نماید و زمین را پر از عدل و داد كند چنانچه پر از ظلم و جور شده باشد).


منبع:اصول كافى جلد 1 صفحه: 275 روایة: 3


چهارشنبه 22 دی 1389

روش تربیتى اسلامى

   نوشته شده توسط: مهدی    

برخلاف مسیحیت که علاقه اى به تربیت غیر دینى نداشت و همین امر تربیت اروپا را آخر الامر زیاده از حد غیر مسیحى کرد توجه خاص اسلام به تربیت دنیوى،در قلمرو اسلام تربیت متوازنى بوجود آورد که ترکیب هم جنس و متعادلى بود از علائق دینى و دنیوى.
اساس تربیت اسلامى عبارت بود از ایمان و عمل صالح،و آنچه بر آن نظارت مى کرد ریعت بود و سنت.در واقع پیروى از آن چه سنت پیغمبر خوانده مى شد،ایدآل اخلاقى و معنوى بود براى هر مسلمان.
مكارم اخلاقى که پیغمبر خود را براى اتمام و اکمال آن مبعوث مى دید براى یك مسلمان از پیروى سنت او بدست مى آمد و بس.
اسلام،افراد و قبایل گوناگون را که آداب و انساب مختلف داشتند در یك نوع برادرى جهانى به هم پیوست و با این همه هیچ کس را مسؤول کردار دیگرى ندانست و حس مسؤولیت فردى را در اخلاق خویش اساس معتبر شمرد.
نه فقط براى اعراب، بلكه براى بسیارى از اقوام و نژادهائى که سرزمین آن ها بدست مسلمین فتح شد،اسلام میزان هاى تازه اخلاقى و تربیتى آورد که آن ها تا آن هنگام نمى شناختند.
از همان آغاز کار، اخلاق مسلمین سادگى و مروت زندگى بدوى را نگاه داشت و آن را با دستور شریعت تصفیه کرد.
غیرت خانوادگى و قومى یك مظهر این اخلاق عهد بداوت بود و مظهر دیگرش عبارت بود از کراهت از فحشاء،صبر در مقابل شدائد و تسلیم نشدن در برابر آن چه خلاف حق شناخته مى شود،نیز از لوازم این خلق و خوى بدوى مکب بود.


ادامه مطلب

سه شنبه 21 دی 1389

فسلفه و کلام و حكمت

   نوشته شده توسط: مهدی    

شباهت بین بعضى از آراء معتزله با تعلیم اریجن البته قابل ملاحظه است اما دلیل آشنائى معتزله با افكار اریجن نیست و معتزله از حیث اعتقاد به قدرت و آزادى اراده انسان در نزد عامه مسلمین متهم بوده اند به مشارکت و مشابهت با مجوس و ظاهرا مخالفانشان آه در یك حدیث راجع به قدریه مى آمده است.
« مجوس امت » به همین سبب آن ها را قدریه مى خوانده اند،تا عنوان درباره آن ها صادق آید.
مساله آزادى اراده واختیار در حقیقت در آن ایام از مقالات اساسى مجوس به شمار مى آمده است و در محیط مجادلات بین مسلمین و مجوس اعتقاد به جبر از موارد اعتراض موبدان بوده است بر مسلمین.
چنان كه معتزله نیز به این اعتبار که گویى انسان را شریك قدرت الهى در فعل و اراده مى دانسته اند از طریق مشاغبه مجوس خوانده مى شده اند یعنى ثنوى.
در هر حال،این فرقه که بعضى خلفاء مثل مامون و واثق نیز از آن ها حمایت مى کرده اند در مسائل راجع به عقاید غالبا راه حل هاى ابتكارى عرضه کرده اند و ازین لحاظ عنوان آزاد فكران در اسلام یا تعقل گرایان اسلام راجع به عقاید غالبا راه حل هاى ابتكارى عرضه کرده اند و ازین لحاظ عنوان آزاد فكران در اسلام راجع به عقاید غالبا راه حل هاى ابتكارى عرضه کرده اند و ازین لحاظ عنوان آزاد فكران در اسلام که بعضى اهل تحقیق به آن ها داده اند چندان گزاف نیست.


ادامه مطلب

دوشنبه 20 دی 1389

ملل و نحل

   نوشته شده توسط: مهدی    

اهمیتى که دین در نزد مسلمین داشت و به آن جهت همه چیز دیگر در واقع فرع و تابع آن محسوب مى شد سبب گشت که اهل تحقیق توجه خاص به عقاید و مذاهب اقوام مختلف پیدا کنند و این نكته همراه با ارتباط و تماس دائم و روزانه اى که مسلمین با پیروان ادیان و شرای عوارد یا موجود در قلمرو اسلام داشتند منتهى شد به پیدایش علم ملل ونحل و علم کلام.
در واقع،با وجود ضعف ها و احیانا تعصب جویى هایى که در بعضى تالیفات مسلمین مانند بغدادى،اسفراینى،ابن حزم وحتى شهرستانى هست این آثار راجع به ملل و نحل حاکى از حداکثر توفیقى بود که در دنیاى تعصب آلوده قرون وسطى در این گونه مطالعات نیل بدان قابل تصور بود.
یونانی هاى قدیم هم البته نسبت به ادیان و عقاید اقوام مختلف و شناخت آن ها بى علاقه نبودند،هرودوت و استرابو درباره دین مصر و بابل اطلاعات پراکنده اى در طى اسفار و تحقیقات خویش بدست آوردند که مدت ها قبل از کشف خطوط و اسناد قدیم با اهمیت تلقى مى شد.
درباره زرتشت و مغان هم در کتب یونانی ها معلومات بسیار نیز سعى کرده اند که از آمیز آمده است و بعضى محققان مثل بنونیست (Benveniste) اما مبهم و افسانه مجموع آن ها تصور درست و روشنى درباب مذاهب ایرانى بدست آورند.
بااین همه،آنچه یونانی ها در باب ادیان و مذاهب اقوام گونه گون جمع کردند نه نظم و ترتیب علمى داشت،نه هدف آن تحقیق علمى و نظرى بود،از نوع اخبار و گزارش هاى جهاندیدگان بود و بیشتر براى جلب حس اعجاب یا تعجب در یونانیان.
مطالعه علمى در ادیان و مذاهب اقوام مختلف،در واقع بوسیله مسلمین بوجود آمد و براى بوجود آمدن آن هم تسامح محیط اسلامى اوایل عهد عباسیان و شور و شوق مامون خلیفه و معتزله بغداد لازم بود.


ادامه مطلب

یکشنبه 19 دی 1389

اصول عقاید اسلام

   نوشته شده توسط: مهدی    

س: اصول عقاید اسلام كدامند؟
ج: اصول عقاید اسلام شامل سه اصل است(1) كه اعتقاد به آنها لازمه اش اعتقاد به چند اصل دیگر نیز مى باشد.
س: آن سه اصل كه اصول دین هستند كدامند؟
ج: اصل اول. اعتقاد به این است كه جهان خدایى دارد دانا، توانا، حكیم، شنوا و بینا. از ازل بوده است و تا ابد هم خواهد بود. همه صفات كمال را داراست، و از هر نقص و عیب مبرا است. این خداى یگانه، شریك ندارد و همانند هیچیك از آفریدگانش نیست. اورا نمى توان با چشم سر دید، نه در دنیا و نه در آخرت و فقط از راه دلیل و برهان است كه مى توان فهمید، او هست و یكتا است.


ادامه مطلب

یکشنبه 19 دی 1389

اخلاق اسلامى

   نوشته شده توسط: مهدی    

س: اخلاق چیست؟
ج: اخلاق بر دو قسم است.
1 ـ اخلاق مربوط به قلب.
2 ـ اخلاق مربوط به اعضاى بدن.
س: ممكن است مثالى براى هریك از آنها بزنید؟
ج: اخلاق مربوط به قلب مانند دلسوزى و حسد. اخلاق مربوط به اعضاى بدن مانند راستگویى و دروغگویى.
س: بطور كلى، اخلاق چند قسم است؟
ج: دو قسم:
1 ـ اخلاق نیك و فضائل اخلاقى یا صفاتى كه خوبست انسان داشته باشد.
2 ـ اخلاق بد و رذائل اخلاقى یا صفاتى كه داشتنش براى انسان زشت و بد است.


ادامه مطلب

شنبه 18 دی 1389

تعریف اسلام

   نوشته شده توسط: مهدی    

س: اسلام چیست؟
ج: اسلام عبارت است از یك سلسله عقاید و احكام كه پاسخگوى همه نیازهاى بشر، در كلیه مراحل زندگى مى باشد.
س: بنیانگذار مكتب اسلام كیست؟
ج: اسلام، زاییده فكر بشر نیست. خداوند متعال، اسلام را كامل و بدون كم و كاست، براى جهانیان نازل فرموده است.
س: آیا اسلام مى تواند براى همیشه پایدار بماند؟ و در هر زمان و مكان قابل پیاده شدن است؟ و بدرد هر ملتى مى خورد؟
ج: خداوند متعال، اسلام را طورى قرار داده است كه مى تواند در همه اعصار و قرون، در سرتاسر پهنه زمین، دین تمامى ملتهاى جهان باشد.
س: آورنده اسلام كیست؟
ج: خداوند، رسالت اسلام را بر عهده آخرین پیامبرش حضرت محمد (ص) قرار داده است.


ادامه مطلب

جمعه 17 دی 1389

عقاید و مذاهب

   نوشته شده توسط: مهدی    

در ایام مامون،مسلمین با همان شور و شوقى که به هندسه و منطق روى آوردند به عقاید و مذاهب هم توجه کردند.
خود خلیفه با بردبارى و خردمندى به دلایل و اقوال دو طرف گوش مى کرد و آن ها را در مناظرات از بد بد زبانى و درشت خویى منع مى کرد.
با این همه،آن وسعت نظر و تسامحى را که مامون نسبت به اهل کتاب داشت نسبت به زنادقه نمى توانست نشان دهد.
عیب عمده اى که از این گونه تسامح حاصل مى شد آن بود که غالبا،مخصوصا در مورد شاعران و ادبا،منجر مى شد به فساد اخلاق و بى بندوبارى.
زندقه اى که بین ادباء این عصر رواج داشت در واقع چیزى بود از همین گونه.درست است که زنادقه هم مثل مجوس ازثنویت دم مى زدند اما انكار شرایع و تحقیر نسبت به انبیاء و وحى و همچنین بى بندوبارى در مسائل اخلاقى آن ها را نزد مسلمین منفور مى کرد و تحمل ناپذیر.
بعلاوه،نام زنادقه اختصاص به ثنویه مانوى نداشت:دهریه،اباحیه،شكاکان و بعضى فلاسفه،حتى بعضى صوفی هنیز لا اقل بعدها به همین نام خوانده شدند.
قبل از مامون،مخصوصا در دوره مهدى خلیفه،زنادقه بعنوان یك دسته خطرناك موردتعقیب واقع شدند.
مامون نیز نسب تبه آن ها تسامح را غالبا جایز نمى شمرد.


ادامه مطلب

پنجشنبه 16 دی 1389

تاریخ نویسى

   نوشته شده توسط: مهدی    

در تاریخ نویسى اولین سرمشقى که مسلمین پیدا کردند عبارت بود ازخدای نامه ها کتب پهلوى،که اساس حماسه ملى ایران به شمار مى آمد.
در جاهلیت،آنچه از نوع تاریخ نزد اعراب رواج داشت انساب قبایل و« ایام » و حروب بود که با شعر و قصه آمیخته بود.
و راى آنها آنچه از اخبار راجع به انبیاء یهود،یا شاهان بابل و مصر و شام به گوششان مى خورد نزد آن ها به عنوان اساطیر تلقى مى شد اساطیرالاولین.
با این همه، سبت به اخبار،خاصه آنچه مربوط بود به احوال سواران،دلاوران،شاعران،و خطیبان غالبا اظهار علاقه مى کردند و نقل این گونه اخبار که رنگ قصه و شعر داشت نزد آن ها شور انگیز بود و جالب.
ازین رو در مجالس خلفاء و امراء اموى معرکه اسمار و اخبار گرم بود و حتى معاویه،چنان كه مسعودى نقل مى  کند،قسمتى از اوقات فراغت را اختصاص به شنیدن ایام عرب و اخبار عجم داده بود که گاه نیز از روى کتب ظاهرا از متن غیر عربى برایش مى خوانده اند یا ترجمه مى کرده اند.
نیز منصور عباسى و هارون الرشید به اخبار و اسمار علاقه نشان مى داده اند.
همین علاقه بعلاوه  شوق مسلمین به دانستن اخبار راجع به سیرت پیغمبر سبب شد که به تالیف در سیر و مغازى اقدام کنند.
این مغازى و سیر نیز نخست به همان شیوه نقل احادیث تدوین شد نهایت آن كه به رسم نقل اسمار و اخبار عرب در آن ها به اشعار و قصص نیز استشهاد شد.
چنان كه وقتى ابن هشام خواس تسیره ابن اسحق را تهذیب و تلخیص کند کار عمده اش عبارت بود از حذف اشعار و ابیات زائد و احیانا مجعول که در آن وارد شده بود.


ادامه مطلب

چهارشنبه 15 دی 1389

جغرافیا و جهانگردى

   نوشته شده توسط: مهدی    

آنچه این فعالیت علمى و صنعتى را به ثمر مى رسانید و در جهان از شرق به غرب مى برد وجود انواع راه ها(مسالك)بود در بحر وبر و همچنین جنب و جوش بازرگانان و سیاحان و حاجیان.
روی هم رفته آثار و تحقیقات مسلمین در جغرافیا از جهات مختلف اهمیت دارد.
غیر از وصف طرق،و بیان احوال و عوارض طبیعى،مسلمین علاقه خاصى هم به جغرافیاى انسانى نشان داده اند.
سرگذشت هاى افسانه آمیز ملاحان که گاه بوسیله آنها نقل مى شود،آکنده است از اطلاعات مفید راجع به وصف منازل و راه ها و بنادر و آداب و رسوم.
سیاحت نامه ها با وجود علاقه اى که به وصف غرایب داشته اند غالبا روح تحقیق و تجسس مسلمین را نشان مى دهند.
آثار جغرافیائى مسلمین در واقع بسیار غنى،متنوع،آموزنده،وجالب است و اگر با ذوق نقادى از آنها استفاده شود آنها را مى توان مشحون از اطلاعات و اسناد بسیار سودمند یافت.
به هر حال در جغرافیا،هم وسعت عرصه تحقیقات مسلمین خیلى بیش از یونانی ها بود و هم شور و توفیق آن ها و از حیث وسعت قلمرو و دقت مواد حاصله هم،علم جغرافیا در نزد مسلمین به مراتب از آنچه نزد یونانی ها بود پیشتر رفت .
در بعضى ازین تحقیقات،خاصه در قرون نخستین اسلامى،به نظر مى آید مسلمین از اطلاعات ناشى از منابع برید و نظام ساسانیان هم استفاده کرده باشند.
طرز تقسیم دنیاى مسكون به هفت کشور،وجود بعضى الفاظ یا اصطلاحات فارسى الاصل در جغرافیاى اسلامى،و اظهار علاقه بعضى از متصدیان برید به مسائل راجع به جغرافیا و مسالك ارتباط این گونه معلومات جغرافیائى را با زمینه اطلاعات و سابقه اسناد ادارات برید عراق در آن اعصار تایید مى کند.


ادامه مطلب

سه شنبه 14 دی 1389

فیزیك و شیمى و فنون صناعت

   نوشته شده توسط: مهدی    

در واقع مسلمین در صنعت،کارهایى انجام دادند که بعدها در دست غربی ها کاملتر شد.
انواع ساعت هاى آبى لا اقل از عهد هارون الرشید نزدمسلمین رواج داشت و تكمیل شد.
دستگاه آب کشى شادوف را مسلمین تكمیل کردند و صلیبی ها آن را به اروپا بردند.
آسیاى بادى قرن ها قبل از آن كه در اروپا بوجود آید در ممالك شرق اسلامى معمول بود و مسعودى و اصطخرى در وصف سیستان از آن سخن گفته اند.
در قرطبه و مراکش صنعت چرم سازى چنان ترقى براى کفش گر و تعبیر اجناس مراکشى کرد که لفظ قرطبى به ترتیب جهت سراجى و تیماج در بعضى ومراآش السنه اروپائى هنوز  یادگاریست ازین صناعت.
مخصوصا تاثیر مساعى کیمیا گران اسلامى هم در توسعه و تكمیل علم شیمى قابل ملاحظه است.
کیمیا گران اسلامى در صنعت خویش و فنون مربوط بدان کارهاى بالنسبه مهم انجام دادند.
البته نه آن اکسیرى را که گمان مى کردند جوهر عمر و جوانى است کشف کردند نه حجر الفلاسفه را که به پندار آنها از مس طلا مى ساخت کشف شدنى یافتند.
پیشرو کیمیا گران اسلام جابر بن حیان بود که اروپا وى رابه Geber مى شناخت و بعدها عنوان پدر شیمى هم به او داد.


ادامه مطلب

دوشنبه 13 دی 1389

نجوم و ریاضیات

   نوشته شده توسط: مهدی    

در ریاضیات،نجوم،و فیزیك هم مسلمین کارهاى قابل توجه داشته اند.
رصدخانه اى که مامون ضمیمه بیت الحكمه کرد مرکزى شد براى مطالعه در نجوم و ریاضیات.
درین رصدخانه مسلمین محاسبات مهم نجومى انجام دادند چنان كه طول یك درجه از نصف النهار را با دقتى نزدیك به محاسبات امروز اندازه گرفتند.
تفصیل طرز عمل و محاسبه را ابن خلكان در شرح حال محمد بن موسى خوارزمى نقل مى کند.
ارقام معروف به هندى از همین ایام نزد مسلمین متداول شد و ظاهرا ترجمه کتاب نجومى سدهانته معروف به سندهند از سنسكریت به عربى که بوسیله محمد بن ابراهیم فزارى انجام شد و هم چنین کارهاى خوارزمى از اسباب رواج این ارقام شد،چنان كه جنب و جوش بازرگانى مسلمین و وسعت دامنه تجارت آن ها بعدها موجب انتشار استعمال این نوع ارقام شد در اروپا.
در هر حال خوارزمى از مؤسسان جبر نیز
بعنوان یك علم مستقل در اروپا اولین کتاب را در باب جبر و مقابله تالیف کرد.
نام وى به شكل Algebra عنوان علم جبر باقى ماند.
چنان كه نام کتاب نیز به شكل جبر خوارزمى در قرون وسطى نزد اروپائیان فوق العاده اهمیت یافت و تا زمان ویت F.vieteمتوفى (١٦٠٣ میلادى)مبناى مطالعات ریاضى اروپائیان بود.
وى در ریاضیات بین طریقه یونانى وهندى تلفیق گونه اى
انجام داد و سیستم عدد نویسى هندى را بین مسلمین رایج کرد.
گفته اند که وى بیش از هر دانشمند دیگر قرون وسطى در طرز فكر ریاضى تاثیر گذاشت. 
ابوالوفاى بوزجانى(متوفى ٣٨٨ ق)در بسط علم مثلثات نیز مثل جبر کارهاى ارزنده کرد.


ادامه مطلب

یکشنبه 12 دی 1389

داروسازى و علوم طبیعى

   نوشته شده توسط: مهدی    

در بیمارستان ها که انواع شربت ها،حب ها،معجون ها،و تریاق ها مورد استعمال و حاجت مدام مى بود، تعلیم ادویه مرکبه و نیز شناخت مفردات طبى اهمیت تمام داشت.
ازین رو،چنان كه فى المثل از صیدنه بیرونى و موجزابن
تلمیذ و بعضى مآخذ دیگر بر مى آید در بیمارستان ها وجود کسانى به عنوان صیدلانى رسم بود.
در ادویه مرکبه
کتاب جالینوس را حنین بن اسحق به سریانى نقل کرده بود و حبیش از سریانى به عربى.
این گونه کتب را مسلمین 
اقرا باذین به معنى رساله مختصر،و تعداد زیادى مى خواندند از ریشه لفظ یونانى آنها  تداول داشت از اصل سریانى یا یونانى.
از آن جمله بود اقراباذین سابور بن سهل،اقراباذین رازى و اقراباذین ابن تلمیذ
یك اقراباذین دیگر از آن طبیبى به نام ماسویه المارندى را طبیبى یهودى به لاتینى ترجمه کرده بود که قرن ها مرجع اطباء اروپایى شد و گویند همان ترجمه اساس و مبناى فارما کوپه بعد اروپائی ها واقع گشت.


ادامه مطلب

شنبه 11 دی 1389

علم طب و بیمارستان ها

   نوشته شده توسط: مهدی    

وقتى طب از دست سریانى ها به دست مسلمین افتاد تحقیق و مطالعه در آن جنبه جدى تر و دقیقتر گرفت.
بجاى رساله هاى کوتاه علمى که معمول سریانی ها بود،دائرة المعارف هاى جامع طبى بوسیله مسلمین تالیف شد.
تحقیقات تجربى و مطالعات بالینى هم البته از نظر دور نماند.مخصوصا دربیماری هاى منطقه اى و محلى تحقیقات مسلمین و علماء قلمرو اسلام اهمیت یافت.
در واقع،تحقیقات علماء یهود و نصارى و حتى صابئین هم که در دار الاسلام انجام مى یافت به تشویق و هدایت مسلمین بود.


ادامه مطلب

تعداد کل صفحات: 9 ... 5 6 7 8 9