تبلیغات
وبلاگ تاریخ اسلام - داستان شق صدر«بخش دوم»
شنبه 22 مرداد 1390

داستان شق صدر«بخش دوم»

   نوشته شده توسط: مهدی    

4- چگونه مى توان معناى این روایت را با آیاتى كه در قرآن كریم آمده و هر نوع تسلط و نفوذى را از طرف شیطان در دل پیغمبران و مردان الهى و حتى مؤمنان و متوكلان سلب و نفى كرده جمع كرد ومیان آنها را وفق داد،مانند آیه شریفه اى كه
مى فرماید :
و آیه دیگرى كه فرمود:
«انه لیس له سلطان على الذین آمنوا و على ربهم یتوكلون(9) »و آیه « و لاغوینهم اجمعین الا عبادك منهم المخلصین(10)»
و به هر صورت این روایت از جهاتى مورد خدشه و ایراد واقع شده،و حتى بعضى گفته اند:این حدیث ساخته و پرداخته مسیحیان و كلیساها است و مؤید روایت دیگرى است كه در صحیح بخارى و مسلم آمده كه جز عیسى بن مریم همه فرزندان آدم هنگام ولادت مورد دست برد شیطان واقع شده و شیطان در او نفوذ مى كند و همین سبب گریه نوزاد مى گردد...فقط عیسى بن مریم بود كه در حجاب و پرده بود و از دست برد شیطان محفوظ ماند.(11)


 

پاسخى كه به این ایرادها داده اند :
در برابر این ایراده ا پاسخ هائى دادهاند،از آن جمله :
1- دكتر محمد سعید بوطى در كتاب فقه السیرة گوید :
حكمت الهى در این حادثه ریشه كن كردن غده شر و بدى ازجسم رسول خدا نبوده تا این اشكال ها لازم آید،زیرا اگر منبع و ریشه شرور غده هاى جسمانى یا لكه هاى خونى در بدن باشد لازمه اش همان است كه افراد شرور و بدخواه را با یك عمل جراحى به صورت افرادى نیكوكار و خیرخواه در آورد،بلكه ظاهر آن است كه حكمت در این داستان آشكار كردن امر رسالت و آماده ساختن رسول خدا(ص) براى عصمت و وحى از زمان كودكى با وسائل مادى بوده،تا براى ایمان مردم و تصدیق رسالت آن حضرت نزدیك تر و اقرب باشد،و در نتیجه این عمل یك تطهیر معنوى بوده لكن به این صورت مادى و حسى تا این اعلان الهى وسیله اى براى رساندن به گوش ها و دیدگان مردم باشد ...
و حكمت هر چه باشد،وقتى خبرى صحیح و ثابت بود دیگر جائى براى بحث و توجیه و یا رد آن نیست كه ما ناچار به توجیهات و این گونه تاویل هاى بعیده باشیم،و كسى كه در چنین روایاتى تردید كند منشاى جز ضعف ایمان به خداى تعالى ندارد .
و این را باید بدانیم كه میزان پذیرفتن خبر و حدیث،درستى وصحت آن است،و هنگامى كه خبر و حدیثى از این جهت به اثبات رسید دیگر چاره اى جز پذیرفتن و قبول آن نداریم و آن را روى سر مى گذاریم،و میزان فهم ما در معناى آن دلالت لغت عرب و احكام آن است،و اصل در كلام نیز حقیقت است،و اگر قرار باشد كه هر خواننده و بحث كننده ای بتواند كلام را از معناى حقیقى خود به معانى مجازى آن برگرداند ارزش لغت ازمیان رفته و دلالتى براى آن باقى نمى ماند و مردم در فهم معانى الفاظ دچار سرگردانى مى شوند .
و گذشته از این چه انگیزه و اجبارى براى اینكار هست؟جز آن كه كسى دچار ضعف ایمان به خداى تعالى گردد،و یا ضعفیقین به نبوت رسول خدا(ص) و صدق رسالت آن حضرت،و گرنه یقین پیدا كردن به آنچه روایت و نقل آن صحیح و ثابت است خیلى آسان تر از این حرف ها است چه حكمت و سر آن معلوم باشد و چه نباشد.(12)
2- از نویسندگان و دانشمندان معاصر شیعه،هاشم معروف حسینى نیز نظیر همین گفتار را در كتاب سیرة المصطفى اختیار نموده و پس از آن كه اختلاف نقل ها را ذكر مى كند گفته است :
این اختلافات،اگر چه موجب مى شود تا انسان در اصل داستان تردید كند به خصوص اگر سندهاى آن را بر اصولى كه در روایات مورد قبول است عرضه كنیم،ولى با این حال این مطلب به تنهائى براى انكار این داستان از اصل و اساس و متهم ساختن نقل كنندگان كافى نیست،زیرا آنچه را اینان نقل كرده اند نوعى از اعجاز است و عقل چنین حوادثى را محال ندانسته و قدرت خداى تعالى را برتر مى داند از آنچه عقل ها بدان احاطه ندارد و اوهام و پندارها درك آن نتواند،و زندگى رسول اعظم(ص) خداوند مقرون است با امثال این گونه حوادثى كه براى دانشمندان و محققان قابل تفسیر و توجیه نبوده و جز اراده ذات باری تعالى انگیزه اى نداشته « و لیس ذلك على الله بعزیز »(13)
3- علامه طباطبائى در كتاب شریف المیزان در دو جا داستان را نقل كرده یكى در ذیل داستان اسراء و معراج در سوره
« اسرى » و دیگرى در ذیل آیه « الم نشرح لك صدرك » و در هردو جا آن را حمل بر « تمثل برزخى » نموده كه در عالم
دیگرى شستشوى باطن آن حضرت به این كیفیت در پیش دیدگان رسول خدا(ص) مجسم گشته و مشاهده گردیده است،و داستان هاى دیگرى را نیز كه در روایات معراج آمده مانند مجسم شدن دنیا در نزد آن حضرت با آرایش كامل،و انواع نعمت ها و عذابها براى اهل بهشت و جهنم همه را از همین قبیل دانسته و به همین معنا حمل كرده است. (14)
نگارنده گوید:این داستان را محدث جلیل القدر مرحوم ابن شهر آشوب بگونه اى دیگر نقل كرده كه بسیارى از این اشكال ها بر آن وارد نیست و اصل نقل این محدث بزرگ وار شیعه در داستان منشا زندگى و دوران كودكى آن حضرت در كتاب مناقب این گونه است كه از حلیمه نقل كرده كه در خاطرات زندگى آن بزرگوار در سال هاى پنجم از عمر شریفش مى گوید :« فربیته خمس سنین و یومین فقال لى یوما:این یذهباخوانى كل یوم؟قلت:یرعون غنما، فقال:اننى ارافقهم،فلماذهب معهم اخذه ملائكة و علوه على قلة جبل و قاموا بغسله وتنظیفه، فاتانى ابنى و قال:ادركى محمدا فانه قد سلب،فاتیته فاذا بنور یسطع فى السماء فقبلته و قلت :ما اصابك؟قال :لا تحزنى ان الله معنا،و قص علیها قصته،فانتشر منه فوح مسك اذفر،و قال الناس:غلبت علیه الشیاطین و هو یقول:ما اصابنى شىء و ما على من باس (15) »
یعنى-من پنج سال و دو روز آن حضرت را تربیت كردم،درآن هنگام روزى بمن گفت:برادران من هر روز كجا مى روند؟
گفتم:گوسفند مى چرانند،محمد گفت:من امروز به همراه ایشان مى روم،و چون با ایشان رفت فرشتگان او را گرفته و بر قله كوهى بردند و به شستشو و تنظیف او پرداختند،در این وقت پسرم به نزد من آمد و گفت:محمد را دریاب كه او را ربودند!من به نزد وى رفتم و نورى دیدم كه از وى بسوى آسمان ساطع بود،او را بوسیده گفتم:چه بر سرت آمد؟پاسخ داد:محزون مباش كه خدابا ما است و سپس داستان خود را براى او بازگو كرد،و در این وقت از وى بوى مشك خالص به مشام مى رسید و مردممى گفتند:شیاطین بر او چیره شدهاند و او مى فرمود:چیزى بر من نرسیده و باكى بر من نیست ...
و اینك بر طبق این نقل مى گوئیم:گذشته از این كه نقل هاى گذشته مورد اشكال بود و با یك دیگر اختلاف داشت با این نقل هم مخالف است،و اگر بناى پذیرفتن این داستان باشد همین نقل كه خالى از اشكالات است براى ما معتبرتر است و نیازى هم به توجیه و تاویل نداریم و تاویلى هم كه مرحوم استاد طباطبائى كرده اند اگر داستان مربوط به معراج رسول خدا(ص) تنها بود توجیه خوبى بود،چون در پاره اى از روایات كه در مورد مشاهدات دیگر آن حضرت رسیده به همان لفظ تمثیل آمده و با قرینه آنها مى توان این داستان را نیز همان گونه توجیه و تفسیر كرد،اما شنیدید كه این داستان در كودكى آن حضرت اتفاق افتاده و اگر در موارد دیگر هم اتفاق افتاده باشد این تفسیر و توجیه در همه جا دشوار به نظرمى رسد، مگر آن كه همان توجیه را با قرینه اى كه ذكر شد شاهد و نمونه اى براى موارد دیگر بگیریم .
و در پایان این بحث ذكر این قسمت هم جالب است كه در پایان روایت صحیح مسلم همان گونه كه خواندید آمده كه انس بن مالك گفته بود:من جاى بخیه ها را در سینه رسول خدا(ص) مى دیدم .
و راوى،یا انس بن مالك تصور كرده بودند كه این شكافتن و بستن،با چاقو و كارد و نخ و سوزن بوده،در صورتی كه اگر هم ما داستان را این گونه كه نقل شده بود بپذیریم به عنوان یك معجزه و امر خارق عادت مى پذیریم،و در متن حدیث هم لفظ التیام آمده بود نه دوختن !


منابع:
10- سورة الحجر آیه 40-41
11- الصحیح من السیرة ج 1 ص 87
12- فقه السیرة ص 63
13- سیرة المصطفى ص 46
14- المیزان ج 13 ص 33 و ج 20 ص 452
15- مناقب آل ابیطالب ج 1 ص 33

منبع:کتاب درس هایی از تاریخ تحلیلی اسلام جلد 1


How did the Achilles tendon get it's name?
شنبه 1 مهر 1396 05:33 ب.ظ
Hi, I do think this is an excellent web site. I stumbledupon it ;) I'm going to revisit once again since I book marked it.
Money and freedom is the greatest way to change, may you be rich and continue to help others.
feet issues
دوشنبه 27 شهریور 1396 03:47 ق.ظ
Wow that was odd. I just wrote an really long comment but
after I clicked submit my comment didn't appear.
Grrrr... well I'm not writing all that over again. Anyhow, just wanted to say superb blog!
foot pain
شنبه 18 شهریور 1396 03:57 ق.ظ
Awesome article.
foot problems
شنبه 18 شهریور 1396 03:54 ق.ظ
If some one wishes to be updated with hottest technologies then he must be visit this
web page and be up to date all the time.
What is distraction osteogenesis?
دوشنبه 30 مرداد 1396 03:49 ب.ظ
Your style is very unique in comparison to other folks I've read stuff from.
Thanks for posting when you have the opportunity,
Guess I'll just book mark this site.
Foot Problems
دوشنبه 16 مرداد 1396 02:57 ب.ظ
I constantly spent my half an hour to read this weblog's content daily along with a cup of coffee.
What do you do when your Achilles tendon hurts?
دوشنبه 16 مرداد 1396 03:55 ق.ظ
Excellent post. I was checking continuously this weblog and I'm inspired!

Very helpful information specially the last section :
) I take care of such info much. I used to be looking for this certain information for a very lengthy time.
Thanks and good luck.
What makes you grow taller during puberty?
شنبه 24 تیر 1396 10:18 ب.ظ
Hello, There's no doubt that your web site may be having internet browser compatibility problems.
When I take a look at your website in Safari, it looks fine however when opening in I.E., it has some overlapping issues.
I merely wanted to provide you with a quick heads up! Aside from that, excellent site!
https://lilliabrood.wordpress.com/2016/02/20/the-answer-to-leg-length-discrepancy-is-shoe-lifts/
دوشنبه 5 تیر 1396 01:02 ب.ظ
I am so happy to read this. This is the kind of manual that needs to be given and not the accidental misinformation that's at
the other blogs. Appreciate your sharing this greatest doc.
carollomb.blog.fc2.com
پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 07:03 ق.ظ
This is my first time pay a visit at here and i am truly impressed to read all at one place.
manicure
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 11:39 ب.ظ
Hello there, just became aware of your blog through Google, and
found that it's truly informative. I'm going to watch out for brussels.
I'll be grateful if you continue this in future.
Lots of people will be benefited from your writing.
Cheers!
BHW
چهارشنبه 23 فروردین 1396 05:38 ب.ظ
I enjoy what you guys are usually up too. This type of clever work and reporting!
Keep up the wonderful works guys I've included you guys to
my personal blogroll.
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 12:43 ب.ظ
I couldn't resist commenting. Exceptionally well
written!
manicure
دوشنبه 14 فروردین 1396 10:36 ق.ظ
This website was... how do you say it? Relevant!!
Finally I've found something which helped me. Kudos!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر