تبلیغات
وبلاگ تاریخ اسلام - غدیر به روایت امیرالمؤمنین علیه ‏السلام
شنبه 13 آبان 1391

غدیر به روایت امیرالمؤمنین علیه ‏السلام

   نوشته شده توسط: مهدی    نوع مطلب :یاد ایام... ،چهارده معصوم(ع) ،



نویسنده: محمد محمدیان تبریزى
با این كه بیشتر مسلمانان صحت حدیث غدیر و اعلام ولایت أمیرمؤمنان على ـ علیه السلام ـ را پذیرفته‏ اند و غالبا آن را از احادیث قطعى و متواتر مى ‏دانند، باز گروهى چنین مى‏ پرسند : اگر واقعا حادثه غدیر خم اتفاق افتاده و بسیارى نیز شاهد آن بوده‏ اند، چرا شخص امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ برای اثبات حقانیت خود هرگز از آن بهره نگرفت؟ در باور این گروه عدم استشهاد حضرت به حدیث غدیر نشان‏دهنده این حقیقت است كه یا واقعه ‏اى به نام غدیر در تاریخ تحقق نیافته، یا بر فرض تحقق بر امامت حضرت دلالت نداشته است.

در پاسخ این مطلب باید گفت: اگر حدیث غدیر را از احادیث قطعى و متواتر ندانیم، باید بپذیریم كه در میان احادیث پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) و مطالب تاریخى مورد قطعى و متواتر وجود ندارد؛ علاوه بر این، این ادعا كه امیرمؤمنان(علیه السلام) براى اثبات حقانیت خود به حدیث غدیر استناد نكرده، خود شاهد بى ‏اطلاعى و نا آگاهى گوینده آن است.

بررسى اجمالى كتاب هاى معتبر و مورد قبول فرقه‏ هاى گوناگون اسلامى نشان مى‏ دهد كه حضرت على(علیه السلام) بیش از 22 بار پیرامون غدیر و استشهاد به آن سخن گفته است. هر چند این موارد در حوصله این مقاله نمى‏ گنجد و نیازمند فرصت بیشتر است، ولى براى نمونه تنها ده مورد آن را نقل و در بقیه موارد تنها به ذكر منابع بسنده مى‏ كنیم.


در مسجد پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم)
1- برابر آنچه از منابع تاریخى به دست مى ‏آید اولین موردى كه حضرت على ـ علیه السلام ـ حدیث غدیر را مطرح فرمود، بعد از رحلت پیامبر اكرم ـ صلى الله علیه و آله ـ بود. وقتى حضرت را براى بیعت به مسجد آوردند، آن بزرگوار با بیان حقانیت خود خلافت مسلمین را از آن خویش دانست و از بیعت امتناع كرد. بشیر بن سعد انصارى برخاست و گفت: اى ابوالحسن، اگر انصار قبل از بیعت با ابوبكر این كلام را مى ‏شنیدند، حتى دو نفر در باره بیعت با شما اختلاف نمى ‏كردند. حضرت در جواب فرمود:

«یا هؤلاء أكنت أدع رسول الله مسجى لا أواریه و أخرج أنازع فى سلطانه؟ و الله ما خفت أحدا یسمو له و ینازعنا أهل البیت فیه و یستحل ما استحللتموه، و لا علمت أن رسول الله صلى الله علیه و آله ترك یوم غدیر خم لأحد حجة و لا لقائل مقالا. فأنشد الله رجلا سمع النبى صلى الله علیه و اله یوم غدیر خم یقول: «من كنت مولاه فهذا على مولاه اللهم وال من والاه و عاد من عاداه و انصر من نصره و اخذل من خذله» أن یشهد الان بما سمع». (1)

آیا باید پیكر رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را بر روى زمین رها مى ‏كردم و قبل از كفن و دفن آن حضرت، در باره خلافت و جانشینى وى نزاع مى ‏كردم؟ مسأله خلافت چنان روشن بود كه گمان نمى‏كردم كسى در صدد دستیابى به آن باشد و در این موضوع با اهل بیت پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) درگیر شوند. مگر رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ در روز غدیر خم حجت را بر مردم تمام نكرد و مگر جاى عذرى براى كسى باقى مانده بود؟

همگان را به خدا قسم مى‏ دهم، هر كس كلام پیامبر اكرم در روز غدیر خم را شنیده است كه مى ‏فرمود: «هر كس كه من مولاى او هستم اینك على مولاى اوست. خداوندا، هر كس على را دوست دارد دوست بدار و آن كه على را دشمن بشمارد، دشمن دار، هر كس على را یارى كند یارى كن، و هر كه على را خوار كند، خوار ساز.» برخیزد و شهادت دهد.

زید بن‏ارقم مى‏ گوید: بعد از این سخن حضرت، دوازده تن از اصحاب جنگ بدر برخاستند و گواهى دادند. اما من، با آنكه این گفتار را از زبان رسول الله ـ صلى الله علیه و آله ـ شنیده بودم، از اداى شهادت خوددارى كردم و بر اثر همین امر و نفرین حضرت بینایى ‏ام را از دست دادم.


در خطبه وسیله

2- هفت روز پس از وفات پیامبر اكرم(ص)، امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ در مدینه خطبه‏ اى بسیار بلند ایراد فرمود كه به خطبه وسیله معروف شد. حضرت در آن خطبه به واقعه غدیر خم و نزول آیه اكمال دین در آن روز تصریح مى‏ كند. ثقة الاسلام كلینى، در روضه كافى، خطبه وسیله را نقل كرده است. در بخشى از آن چنین مى‏ خوانیم:

«... و قوله صلى الله علیه و اله حین تكلمت طائفة فقالت: نحن موالى رسول‏الله(صلی الله علیه و آله و سلم) فخرج رسول الله صلى الله علیه و آله إلى حجة الوداع ثم صار الى غدیر خم، فأمر فأصلح له شبه المنبر ثم علاه و أخذ بعضدى حتى رئى بیاض إبطیه رافعا صوته قائلا فى محفله: «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» فكانت على ولایتى ولایة الله و على عداوتى عداوة الله. و أنزل الله عزو جل فى ذلك الیوم: الیوم اكملت لكم دینكم و أتممت علیكم نعمتی و رضیت لكم الاسلام دینا (2) فكانت ولایتى كمال الدین و رضا الرب جل ذكره...» (3)

[در اواخر عمر پیامبر اكرم(ص)،]، وقتى گروهى گفتند: ما بعد از پیامبر رهبران مردم هستیم، رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) براى حجة الوداع از مدینه خارج شد و پس از اعمال حج به وادى غدیر خم شتافت، فرمان داد چیزى مانند منبر برایش آماده كردند. سپس بالاى آن رفت، و بازوى مرا گرفت و بلند كرد، به گونه ‏اى كه سفیدى زیر شانه‏ هایش دیده شد. آنگاه با آواز بلند فرمود:

هر كس كه من مولاى او هستم على مولاى اوست. خدایا، دوستش را دوست بدار و دشمنش را دشمن شمار. پس ولایت من معیار ولایت خدا و دشمنى با من میعار دشمنى با خدا شد؛ و خداوند در همان روز این آیه را نازل فرمود: امروز دین شما را كامل ساختم، نعمتم را بر شما تمام كردم و اسلام را دین شما برگزیدم.
پس ولایت من كمال دین و رضایت پروردگار جل ذكره شد. ...


در شوراى شش نفره
3- در شوراى منتخب خلیفه دوم براى تعیین خلیفه، كه امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ نیز در شمار آنان جاى داشت، استدلالهاى فراوانى از حضرت نقل شده كه در كتابهاى تاریخ و حدیث به «حدیث الانشاد» یا «حدیث المناشدة» معروف است. امام(علیه السلام) در یكی از استدلالهاى خود به حدیث غدیر خم استناد كرده است.

ابن‏ مغازلى شافعى (متوفاى 483)، در كتاب المناقب،سخن على(علیه السلام) را چنین نقل مى‏كند:

«فأنشدكم بالله، هل فیكم أحد قال له رسول الله صلى الله علیه و آله: «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، لیبلغ الشاهد منكم الغائب» غیرى؟ (4) قالوا: اللهم لا.»

شما را به خدا سوگند مى ‏دهم، در جمع شما غیر از من كسى هست كه پیامبر در باره او فرموده باشد: «هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدایا، دوستدارش را دوست بدار و دشمنش را دشمن بشمار، حاضران باید این مطلب را به غائبان برسانند؟ اعضاى شورا گفتند: به خدا سوگند، نه».


در روزگار عثمان
4- در ایام خلافت عثمان جمعى از مهاجران و انصار در مسجد النبى ـ صلى الله علیه و اله ـ گرد آمده، پیرامون فضایل و سوابق قریش و انصار سخن مى‏ گفتند و از سخنان پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) در باره قریش و انصار بهره مى ‏جستند. حضرت على ـ علیه السلام ـ نیز در این مجلس حضور داشت و به سخنان آنان گوش مى ‏داد. گروهى از حضرت خواستند كه او نیز سخنى بگوید. حضرت پاره ‏اى از سوابق و مناقبش را برشمرد و حاضران بر درستى گفتارش گواهى دادند. آنگاه امام به حدیث غدیر اشاره كرد و فرمود:

«افتقرون أن رسول الله صلى الله علیه و آله دعانى یوم غدیر خم فنادى لى بالولایة ثم قال : لیبلغ الشاهد منكم الغائب؟» قالوا: اللهم نعم. (5)

آیا قبول دارید كه رسول خدا ـ صلى الله علیه و آله ـ در روز غدیر خم مرا خواست، ولایتم را به مردم ابلاغ كرد و فرمود حاضران باید این مطلب را غایبان برسانند؟ حاضران گفتند : آرى.

در میدان جنگ جمل
5- قبل از شروع جنگ جمل، حضرت براى اتمام حجتى دیگر به طلحه پیام داد تا با وى دیدار كند. طلحه نیز پذیرفت و به حضور امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ شتافت. حضرت به وى فرمود :

«نشدتك الله هل سمعت رسول الله صلى الله علیه و آله یقول: «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه»؟ قال: نعم. قال ـ علیه السلام ـ «فلم تقاتلنى؟» قال: لم اذكر. (6)

تو را به خدا سوگند مى ‏دهم، آیا شنیدى كه رسول الله ـ صلى الله علیه و آله ـ مى ‏فرمود : «هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست، خدایا هر كس او را دوست دارد دوست بدار و هر كس با او دشمنى مى ‏كند دشمن بدار؟» طلحه گفت: آرى شنیده‏ ام.

حضرت فرمود: پس چرا با من مى ‏جنگى؟

طلحه جواب داد: فراموش كرده بودم.


در صحنه صفین
6- در جنگ صفین، هنگامى كه فرستاده ‏هاى معاویه به حضور امیرمؤمنان ـ علیه السلام ـ رسیدند تا به اصطلاح بین حضرت و معاویه صلح برقرار سازند، حضرت خطبه ‏اى ایراد كرد و فرمود:

«أنشد كم الله فى قول الله: (یا ایها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولى الأمر منكم) (7) و قوله: (إنما ولیكم الله و رسوله و الذین آمنوا الذین یقیمون الصلاة و یؤتون الزكاة و هم راكعون) (8) ثم قال: (و لم یتخذوا من دون الله و لا رسوله و لا المؤمنین ولیجة(9) فقال الناس: یا رسول الله، أخاص لبعض المؤمنین أم عام لجمیعهم؟ فأمر الله عز و جل رسوله أن یعلمهم فیمن نزلت الایات و أن یفسر لهم من الولایة ما فسر لهم من صلاتهم و صیامهم و زكاتهم و حجهم. فنصبنى بغدیر خم و قال: «إن الله ارسلنى برسالة ضاق بها صدرى و ظننت أن الناس مكذبونى، فأوعدنى لأبلغنها أو یغذبنى، قم یا على» ثم نادى بالصلاة جماعة فصلى بهم الظهر ثم قال: «ایها الناس، إن الله مولاى و أنا مولى المؤمنین و أولى بهم من أنفسهم، ألا من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، و انصر من نصره و اخذل من خذله.» فقام إلیه سلمان الفارسى فقال: یا رسول الله ولائه كماذا؟ فقال: «ولائه كولایتى، من كنت اولى به من نفسه فعلى أولى به من نفسه.» و أنزل الله تبارك و تعالى : (الیوم اكملت لكم دینكم و أتممت علیكم نعمتى و رضیت لكم الإسلام دینا) (10) ...» (11)

شما را به خدا سوگند مى ‏دهم، در باره این آیات: «اى مؤمنان، از خدا و پیامبر و صاحبان امر خود پیروى كنید؛»«صاحب اختیار و ولى شما خدا و پیامبرش و كسى است كه نماز را به پا داشته، در حال ركوع زكات مى ‏دهد» و «غیر از خدا، پیامبر و مؤمنان را دوست صمیمى به شمار نیاوردید.»

مردم از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) سؤال كردند: آیا مراد از «مؤمنان» در این آیات بعضى از آنهاست یا همه آنان را شامل مى ‏شود؟ خداوند به پیامبرش دستور داد تا به آنان بفهماند كه این آیات در باره چه كسى نازل شده است و ولایت را براى آنها تفسیر كند چنانكه نماز، روزه، زكات و حج را تفسیر كرد. پیامبر(ص)، براى امتثال امر خدا، در غدیر خم مرا به خلافت منصوب كرد و فرمود: «خداوند مرا به رسالتى فرستاده است كه سینه ‏ام از آن به فشار آمده، گمان مى ‏كنم مردم مرا تكذیب خواهند كرد؛ ولى خداوند مرا تهدید كرد و فرمود: این پیام را برسانم وگرنه مرا عذاب مى ‏كند. اى على برخیز». سپس مردم را براى نماز جماعت فرا خواند، و نماز ظهر را با آنان خواند و فرمود: اى مردم، خداوند مولاى من است، من مولاى مؤمنینم و اختیارم بر مؤمنین از خود آنان بیشتر است، بدانید هر كه من مولاى او هستم على مولاى اوست. خداوندا، هر كه على را دوست دارد دوست بدار و آن كه على را دشمن دارد دشمن بدار، هر كس على را یارى كند یارى كن و هر كه على را یارى نكند خوار كن.

در اینجا سلمان فارسى برخاست و گفت: یا رسول الله، ولایت و اختیار او بر مردم چگونه است؟ حضرت فرمود: اختیارات او مانند اختیارات من است، هر كس اختیار من به او از خود او بیشتر بوده، على هم اختیارش بر او از خودش بیشتر است. و خداوند تبارك و تعالى این آیه را نازل فرمود: امروز دین شما را كامل كردم، نعمتم را بر شما تمام كردم و راضى شدم كه اسلام دین شما باشد.

در مسجد كوفه
7- امام على ـ علیه السلام ـ بارها مردم را در مسجد كوفه جمع كرد و فرمود كه، هر كس در غدیر خم حضور داشته، حدیث غدیر را از زبان پیامبر اكرم شنیده است برخیزد و شهادت دهد.

هر بار حضرت چنین خواسته ‏اى را بیان كرده، جمعى از بزرگان اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) اجابت كرده، شهادت دادند كه، ما در غدیر خم این سخن را از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده ‏ایم.

این بخش از استشهادات حضرت چنان گسترده و متنوع است كه، بى هیچ اغراقى گردآورى منابع آن كتابى مى‏ طلبد.

احمد بن‏ حنبل در مسند خود داستان یكى از گواه ‏جویى هاى حضرت را چنین نقل مى‏ كند: على ـ رضى الله عنه ـ مردم را در رحبة (یكى از میادین كوفه) گرد آورد و فرمود:

«أنشد الله كل امرئ مسلم سمع رسول الله صلى الله علیه و آله و سلم یقول یوم غدیر خم ما سمع لما قام.»

به خدا سوگند مى‏ دهم هر مسلمانى كه در روز غدیر خم گفتار پیامبر خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) را شنیده ‏است برخیزد و شهادت دهد.

احمد بن‏ حنبل مى ‏افزاید: به گفته ابى‏ الطفیل سى تن از مردم برخاستند ولى ابو نعیم نقل مى‏كند كه بسیارى از مردم برخاسته، شهادت دادند پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) را در غدیر خم در حالى كه دست حضرت على را گرفته بود، مشاهده كردند كه مى ‏فرمود: «آیا مى ‏دانید كه من به مؤمنین از خودآنان سزاوارترم؟» مردم در جواب عرضه داشتند: آرى چنین است، اى رسول خدا. آنگاه فرمود: «هر كس من مولاى او هستم على مولاى اوست. خدایا، دوستدار وى را دوست بدار و با دشمن وى دشمن باش.

ابى ‏الطفیل كه راوى این حدیث است، مى ‏گوید: من از جمع مردم خارج شدم. در حالى كه پذیرش این حدیث برایم مشكل بود و در تردید به سر مى ‏بردم، به ملاقات زید بن‏ ارقم رفتم و آنچه از على(علیه السلام) در آن روز دیده و شنیده بودم با وى در میان گذاشتم. زید بن ارقم گفت: حق همان است كه شنیده ‏اى. من خود همه آن مطالب را از رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده‏ ام». (12)

در میدان كوفه
8- امام على(علیه السلام) در خطبه‏ اى، كه در رحبه كوفه ایراد كرد، به واقعه غدیر و گفتار پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در آن تمسك جست. ولى در این محفل انس بن‏ مالك، كه در غدیر حضور داشت، مصلحت‏ اندیشى پیشه ‏كرده، از گواهى دادن سرباز زد.

ابن ‏ابى ‏الحدید در شرح نهج ‏البلاغه چنین نقل مى ‏كند:

«المشهور أن علیا ـ علیه السلام ـ ناشد الناس الله فى الرحبة بالكوفة، فقال: أنشدكم الله رجلا سمع رسول الله صلى الله علیه و آله، یقول لى و هو منصرف من حجة الوداع: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه، فقام رجال فشهدوا بذلك. فقال ـ علیه السلام ـ لانس بن‏مالك: «لقد حضرتها فما بالك؟. فقال: یا امیرالمؤمنین كبرت سنی و صار ما أنساه اكثر مما اذكر. فقال [على علیه السلام‏] له: ان كنت كاذبا فضربك الله بها بیضاء لا تواریها العمامة. فما مات حتى أصابه البرص». (13)

مشهور است كه على ـ علیه السلام ـ در رحبه كوفه مردم را سوگند داد و گفت: به خدا سوگند مى ‏دهم هر كس در بازگشت رسول خدا(صلی الله علیه و آله و سلم) از حجة الوداع از آن حضرت شنید كه در باره من فرمود : «من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه» برخیزد و گواهى دهد . مردانى برخاستند و گواهى دادند. سپس على ـ علیه السلام ـ به انس بن مالك فرمود: تو نیز آن روز حضور داشتى، چه شده است [كه گواهى نمى‏ دهى‏]؟ انس گفت: یا امیرالمؤمنین، سن من زیاد شده و آنچه فراموش كرده‏ ام بیش از چیزهایى است كه به یاد دارم. حضرت فرمود : اگر دروغگو باشى، خداوند تو را به چنان سفیدى مبتلا كند كه حتى عمامه نیز آن را پنهان نسازد. پس انس قبل از آنكه بمیرد مبتلا به پیسى ‏شد.


در مسجد كوفه
9- حضرت على ـ علیه السلام ـ بارها در مسجد كوفه نیز به واقعه غدیر و سخن رسول خدا در آن روز تمسك جست. زید بن‏ ارقم چنین نقل مى ‏كند: «نشد على ـ علیه السلام ـ الناس فى المسجد فقال: أنشد الله رجلا سمع النبى صلى الله علیه و آله یقول: من كنت مولاه فعلى مولاه، اللهم وال من والاه و عاد من عاداه. فقام اثنا عشر بدریا، ستة من الجانب الأیمن و ستة من الجانب الأیسر، فشهدوا بذلك. و كنت انا فیمن سمع ذلك فكتمته، فذهب الله ببصرى». (14)

على ـ علیه السلام ـ مردم را در مسجد سوگند داد و فرمود: به خدا سوگند مى ‏دهم هر كه گفتار پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) را شنید كه فرمود: هر كه من مولا و فرمانرواى اویم على مولاى اوست، خدایا هر كه او را دوست دارد دوست بدار و هر كه او را دشمن دارد دشمن دار؛ برخیزد و گواهى دهد. پس دوازده تن از اهل بدر، شش تن از سمت راست و شش تن از سمت چپ، برخاستند و بدان گواهى دادند. من نیز از كسانى بودم كه این سخن را از پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) شنیده بودم، ولى آن روز از گواهى خوددارى كردم و خداوند بینایى را از من گرفت.

به نوشته تاریخ نگاران او براى شهادتى كه نداده بود افسوس مى‏ خورد، اظهار پشیمانى مى ‏كرد و از خدا آمرزش مى ‏طلبید.

پس از جنگ نهروان
10- پس از جنگ نهروان امیر مؤمنان على ـ علیه السلام ـ نامه‏ اى خطاب به شیعیان خود نوشت و ده نفر از بزرگان كوفه را كه مورد اعتماد بودند، مأمور كرد تا هر جمعه در حضور آنها این نامه براى مردم قرائت شود. حضرت در بخشى از این نامه بر حق ولایت خود استدلال مى‏ كند و مى ‏فرماید:

«و انما حجتى أنى ولى هذا الأمر من دون قریش، أن نبى الله صلى الله علیه و آله قال: «الولاء لمن أعتق» فجاء رسول الله صلى الله علیه و آله بعتق الرقاب من النار، و أعتقها من الرق، فكان للنبى صلى الله علیه و آله، ولاء هذه الأمة، و كان لى بعده ما كان له، فما جاز لقریش من فضلها علیها بالنبى صلى الله علیه و آله، جاز لبنى هاشم على قریش، و جاز لى على بنى هاشم یقول النبى صلى الله علیه و آله یوم غدیر خم «من كنت مولاه فعلى مولاه»، الا أن تدعى قریش فضلها على العرب بغیر النبى صلى الله علیه و آله. فإن شاءوا فلیقولوا ذلك...» (15)

دلیل من بر اینكه من ولى امرم نه سایر قریش، این است كه پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: ولایت براى كسى است كه آزاد كرده است؛ و چون رسول الله(صلی الله علیه و آله و سلم) مردم را از قید بندگى و آتش جهنم آزاد كرد پس بر امت ولایت دارد. بعد از آن حضرت، همان ولایت او از آن من است؛ زیرا هر فضیلتى كه قریش بر سایر امت دارد به سبب پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) است و [با توجه به این معیار] بنى‏ هاشم بر قریش فضیلتى آشكارتر دارد؛ و من همان فضیلت را بر بنى‏ هاشم دارم، زیرا رسول خدا در روز غدیر خم فرمود: «من كنت مولاه فهذا على مولاه.» مگر آنكه قریش ادعا كند به دلیلى جز انتساب به پیامبر بر عرب برترى دارد، پس اگر مى ‏خواهند چنین بگویند، بگویند...

در پایان مقاله براى تكمیل بحث، فهرست بقیه مواردى كه حضرت على(علیه السلام) به حدیث غدیر استناد كرده است، ذكر مى ‏شود:

 موارد دیگر
1 ـ طولانى ‏ترین كلامى، كه پیرامون غدیر خم و عظمت آن از حضرت على(علیه السلام) نقل شده است، خطبه‏ اى است كه در جمعه ‏اى كه با سالگرد غدیر خم مصادف بود در كوفه ایراد شده است.

شیخ طوسى در صفحه 752 مصباح المتهجد این خطبه را بطور كامل آورده است و علامه مجلسى در جلد 97 بحارالانوار آن را از «مصباح الزائر» سید بن‏ طاووس نقل مى ‏كند.

2 ـ امیر مؤمنان على(علیه السلام) در نامه ‏اى، كه در قالب نظم براى معاویه فرستاد، به حدیث غدیر تصریح كرده است. كتاب هاى زیر بخشى از منابعى است كه این ابیات در آنها دیده مى‏ شود:

.1 الفصول المهمة، ابن الصباغ المالكى، ص .15
.2 تذكرة الخواص، ابن‏الجوزى، ص‏ .103
.3 فوائد السمطین، حموینى، ج 1، ص‏ .427
.4 الفصول المختارة، شیخ مفید، ج 2، ص .70
.5 الاحتجاج، طبرسى، ج 1، ص .429

3 ـ همچنین اشعار بسیار زیبایى از حضرت على(علیه السلام) نقل شده است، كه امام(علیه السلام) براى اثبات حقانیت خویش به حدیث غدیر خم تمسك جسته است. این اشعار در صفحه 78 ینابیع المودة قندوزى حنفى، صفحه 540 دیوان منسوب به امیرالمؤمنین و صفحه 32 جلد دوم الغدیر نقل شده است.

4 ـ حضرت على(علیه السلام) در مجلسى كه انس بن‏ مالك، براء بن‏ عازب، اشعث بن‏ قیس و خالد البجلى حضور داشتند، خطبه ‏اى ایراد كرد و از این چهار تن خواست كه بر درستى حدیث غدیر گواهى دهند. ولى هر چهار تن به خاطر ملاحظات سیاسى از اداى شهادت خوددارى كردند. حضرت در باره هر یك آنها دعایى كرد كه به اجابت رسید. شیخ صدوق(ره) در كتابهاى «الخصال» و «امالى» خود از این واقعه یاد كرده است. این مطلب در جلد دوم، مناقب آل ابى‏ طالب ج 2 و جلد 31 و بحارالانوار نیز نقل شده است.

5 ـ داستان نفرین حضرت در باره كسانى كه حدیث غدیر را كتمان كردند در منابع معتبر بسیار آمده است.
انساب الاشراف، اسدالغابة، مسند احمد، و البدایة و النهایة بخشى از روایات این واقعه شمرده مى ‏شوند.

6 ـ أمیر مؤمنان على ـ علیه السلام ـ در روایتى طولانى هفتاد فضیلت ویژه خود را بیان كرده، در ضمن آنها از حادثه غدیر خم نیز سخن گفته است. این روایت را شیخ صدوق(ره) در جلد دوم كتاب خصال آورده است.

7 ـ همچنین در صفحه 166 كتاب بشارة المصطفى حادثه غدیر و سخنان پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در آن روز از زبان على(علیه السلام) نقل شده است.

8 ـ حضرت على(علیه السلام) هنگام عزیمت به سوى شام براى جنگ با معاویه، در یكى از منازل بین راه، خطبه‏ اى نسبتا طولانى ایراد كرد، او ضمن تشویق یارانش به جهاد در راه خدا به حدیث غدیر استناد جست و مردم را به اطاعت از خود دعوت كرد. این خطبه را شیخ مفید(ره) در جلد اول كتاب ارشاد، طبرسى در جلد اول الاحتجاج و علامه مجلسى بحارالانوار در جلد 32 و 34 نقل كرده ‏اند.

9 ـ قضیه معمم شدن امیرمؤمنان على ـ علیه السلام ـ به وسیله پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله و سلم) در روز غدیر، از مواردى است كه حضرت پیرامون غدیر خم صحبت كرده است. ابن صباغ مالكى در «الفصول المهمة» این كلام حضرت را نقل كرده است. علامه امینى در جلد اول الغدیر از چندین منبع دیگر اهل سنت نام برد كه این حدیث را نقل كرده ‏اند.

10 ـ حضرت على(علیه السلام) در جواب سؤال كسى كه گفت: مهمترین فضیلت خود را از زبان پیامبر اكرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بیان كنید، به حادثه غدیر و وجوب ولایت خود اشاره مى ‏كند. این روایت را طبرسى در جلد اول كتاب احتجاج نقل كرده است. كتاب سلیم بن ‏قیس و جلد چهلم بحارالانوار نیز از منابع این حدیث شمرده مى ‏شود.

11 ـ حضرت على(ع)، در توضیح حدیث «ان حدیثنا أهل البیت صعب مستصعب»، حدیث غدیر را بیان كرده، از آزمون مؤمنان در این مسیر سخن گفته است. این روایت در صفحه 55 تفسیر فرات كوفى و نیز جلد 25 بحارالانوار دیده مى ‏شود.

12 ـ ابن عساكر شافعى در جلد دوم تاریخ دمشق به طرق مختلف حدیث غدیر را از زبان على ـ علیه السلام ـ نقل كرده است. همچنین ابن مغازلى شافعى در صفحه 21 كتاب «المناقب»، ابن ‏كثبر در جلد پنجم البدایة و النهایة و هیثمى در جلد نهم مجمع الزواید سخنان حضرت را نقل كرده ‏اند.

به امید آنكه در پرتو نور غدیر به حریم ولایت راه یابیم و از سرچشمه حیات طیبه اهل بیت ـ علیهم السلام ـ حیاتى نو به دست آوریم.


پی نوشت ها:
1ـ احتجاج طبرسى، ج 1، ص 184؛ الامامة و السیاسة، ص 29 ـ 30؛ بحارالانوار، ج 28، ص .185
2ـ مائدة .3
3ـ الروضة من الكافى، ج 8، ص .27
4ـ مناقب ابن المغازلى، ص 114؛ مناقب الخوارزمى، ص 222؛ امالى، شیخ طوسى، ص 333؛ همان، ص 546؛ همان، ص 555؛ الاحتجاج، طبرسى، ج 1، ص 333 و 213؛ كشف الیقین، ص 423؛ نویسنده؟؛ فرائد السمطین، ج 1،ص 315؛ نویسنده؟؛ ارشاد القلوب، ج 2، ص .259 نویسنده؟؛
5ـ كتاب سلیم بن‏قیس، حدیث 11، ص 641؛ فوائد السمطین، ج 1، ص 312؛ الغدیر، ج 1، ص .163
6ـ مناقب الخوارزمى، ص 182؛ مستدرك حاكم، ج 3، ص 371؛ مروج الذهب، ج 2، ص 373؛ تذكرة الخواص، ابن الجوزى، ص 73؛ مجمع الزوائد، ج 9، ص .107
7ـ النساء، .59
8ـ المائده، .55
9ـ التوبة، .16
10ـ المائده، .3
11ـ كتاب سلیم بن‏ قیس، ص 758؛ الغدیر، ج 1، ص 195؛ احتجاج طبرسى، ج 1، ص 341؛ فرائد السمطین، ج 1، ص 314؛ كمال الدین، ج 1، ص 274؛ بحارالانوار، ج 33، ص .147
12ـ مسند احمد بن‏ حنبل، ج 4، ص 370؛ این حدیث در صدها كتاب شیعه و سنى با عبارات مختلف نقل شده است.
13ـ شرح نهج البلاغة، ابن ابى ‏الحدید، ج 19، ص 217؛ المعارف، ابن قتیبة، ص 580؛ انساب الاشراف، بلاذرى، ج 2، ص 156؛ حلیة الاولیاء، ج 5، ص 26؛ الارشاد، شیخ مفید، ج 1، ص 351؛ كشف الیقین، علامه حلى، ص 110؛ الغدیر، ج 1، ص .193
14ـ الارشاد، شیخ مفید، ج 1، ص 352؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابى ‏الحدید، ج 4، ص 74؛ مجمع الزواید، ج 9، ص 106؛مناقب، أبى مغازلى شافعى، ص 23؛ العمدة ص 110، الغدیر، ج 1، ص .167
15ـ كشف المحجة، سید بن‏ طاووس، ص .246 معادن الحكمة فى مكاتیب الائمة، فصل 2؛ بحار، ج 30،ص‏ .7
 
ماهنامه كوثر

منبع: موسسه اهل بیت علیهم السلام


What causes pain in the Achilles tendon?
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:49 ب.ظ
You actually make it appear really easy along with your presentation but I find this topic to be actually one thing that I think I would by no
means understand. It sort of feels too complex and extremely wide for me.
I am looking ahead for your subsequent publish, I will
try to get the hang of it!
plaza.rakuten.co.jp
شنبه 14 مرداد 1396 05:07 ب.ظ
Thanks for some other informative blog. The place else may I am getting that kind of info written in such a perfect
method? I've a mission that I'm simply now running on, and I've been on the
look out for such info.
BHW
سه شنبه 22 فروردین 1396 07:02 ب.ظ
Its like you learn my mind! You appear to grasp so much approximately this, like you wrote the e-book in it or something.
I believe that you could do with some percent
to force the message home a little bit, however other than that, this is excellent
blog. An excellent read. I will definitely be back.
BHW
شنبه 12 فروردین 1396 02:06 ب.ظ
You should be a part of a contest for one of the greatest sites on the web.
I will recommend this website!
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 02:45 ق.ظ
Heya i am for the first time here. I found this board and I find It really useful
& it helped me out much. I hope to give something back and help others like you aided me.
سخن تاریخ
یکشنبه 5 آذر 1391 05:24 ب.ظ
با عرض سلام سایت سخن تاریخ در مناسبت های مختلف ویژه نامه های تاریخی منتشر می کند که ویژه نامه غدیر و ویژه نامه محرم با مطالب فراوان از آن جمله هستند شما می توانید با معرفی و لینک دادن و استفاده با ذکر این مطالب در نشر تاریخ اسلام سهیم باشید.
http://sokhanetarikh.com/
باتشکر مدیر فنی سایت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر