تبلیغات
وبلاگ تاریخ اسلام - ((طعمه)) و تحوّل آن در تشكیلات ادارى و مالى صدر اسلام
پنجشنبه 12 خرداد 1390

((طعمه)) و تحوّل آن در تشكیلات ادارى و مالى صدر اسلام

   نوشته شده توسط: مهدی    

دكتر سید جمال موسوى
    (استادیار دانشگاه تهران)

    ((طعمه)) به عنوان یك اصطلاح در تشكیلات مالى و ادارى مسلمانان در دوره هاى مختلف معنى و مفهوم متفاوت داشته است. در دورهئ پیامبر(ص) به معنى واگذارى و بخشیدن سهم هاى مشخصى از محصولات اراضى خالصه به افراد بوده است. پس از آن در دوره خلافت نوعى اقطاع استغلال بوده و به معناى واگذارى حق بهره بردارى از عواید یك منطقه حكومتى به كار مى رفته است. در این مقاله با استناد به شواهد و مدارك تاریخى مدلول اصطلاح طعمه در صدر اسلام (زمان پیامبر(ص) و خلفاى راشدین و اموى) مورد بحث و بررسى قرار مى گیرد.
    واژه هاى كلیدى: اسلام, تشكیلات مالى, طعمه, اقطاع.

    یكى از نكات اساسى در بررسى واژه ها و مصطلحات تخصصىterms) ) توجه به معنى و مفهوم آن ها در مراحل تاریخى است. چه بسا بى توجهى به این نكته, محقق را در بررسى و تحلیل مساله دچار مشكل سازد و او را به سمت استنتاج نادرست سوق دهد. از جمله مصطلحات رایج در تشكیلات دیوانى اسلام, كه در دوره هاى مختلف معنا و مفهوم یكسان نداشته, مصطلح ((طعمه)) است. در این تحقیق, معنى و مدلول ((طعمه)) در صدر اسلام با توجه به مصادیق آن به اجمال بررسى مى شود.

((طعمه)) را به طور كلى مى توان نوعى اعطاى حق بهره بردارى (موقت یا دائمى) از محل عواید دولتى از سوى حاكم اسلامى دانست. در عصر جاهلى نیز این واژه به معنى واگذارى امتیاز جمعآورى و اختصاص بخشى از باج و عوارض مرسوم به افراد به كار مى رفت,(1) اما همین واژه در عصر پیامبر(ص) به معناى ((اختصاص بخشى از محصولات اراضى دولتى (اراضى خالصه یا اراضى در اختیار پیامبر) به شمارى از افراد با مقادیر متفاوت)) بوده است (نك: ادامه مقاله). پس از دوره پیامبر(ص) به ویژه در عهد امویان, از این واژه معنى و مفهوم ((واگذارى موقت یك منطقه حكومتى (ولایت) براى استفاده از مازاد عواید و درآمدهاى آن جا)) (نك: ادامه مقاله) مستفاد مى شود. این مسا…له كه آیا واژه فارسى ((نان پاره)) معادل واژه عربى ((طعمه)) به كار رفته است یا نه, دلایل متقنى در دست نیست. از پاره اى شواهد و قرائن چنین به دست مىآید كه ((نان پاره)) در متون كهن فارسى(2) هم به معناى مستمرى و مواجب نقدى به كار رفته و هم معادل و مترادف اقطاع زمین. بعید نیست كه واژه ((نان پاره)) معادل اصطلاح ((خبز))(3) و ((جرای±)) یا ((جرای± الخبز))(4) (هر دو ابتدائاش به معناى سهمیه روزانه چند قرص نان به مستخدمان درگاه و دیوان) در متون عربى باشد.
    در عهد پیامبر(ص) علاوه بر اقطاع زمین, اقطاع محصولات اراضى نیز مرسوم بود. در منابع از چنین اقطاعى به ((اطعام)) و ((طعمه)) تعبیر شده است (نك: سطور بعد). اقطاع محصولات اراضى در این دوره با اقطاع استغلال یكى نیست, زیرا اقطاع استغلال مصطلحى است كه براى ((اختصاص یا واگذارى مقدار معینى از خراج اراضى به نظامیان و دیوانیان ثابت در ازاى مستمرى آنان))(5) وضع شده است. ماوردى, واضع مصطلح اقطاع استغلال,(6) از اطعامات و طعمه هاى پیامبر(ص) به اقطاع استغلال تعبیر نكرده و نیز از آن براى جواز اقطاع استغلال شاهد نیاورده است. تعریف خوارزمى(7) نیز از طعمه با طعمهئ معمول و مصطلح در عهد پیامبر(ص) همخوانى ندارد. خوارزمى(8) در تعریف اقطاع و طعمه, این دو را به نحوى در مقابل هم قرار داده است. وى واگذارى دائمى رقبه زمین (قطیعه) را اقطاع, و واگذارى موقت (مادام العمر) ضیعه را ـ به شرط عمارت و پرداخت عشر ـ طعمه نامیده است.
    تقریباش همه طعمه هاى پیامبر(ص) از محل عواید كتیبه خیبر اعم از خرما, جو و نوا± (هسته خرما) بوده است. اكثر مورخان, كتیبه را خمس اراضى گشوده شده خیبر دانسته اند.(9) این نظر با توجه به مقدار محصول سالانه كتیبه: 8000 وَس²ق(10) و نسبت یك پنجم آن با عواید سالانه كل اراضى خیبر: 40/000 وسق نیز تا…یید مى شود(11).
    در منابع از مقدار طعمه ها و شمار ((مُط²عِمان)) (صاحبان طعمه) به صورت هاى گوناگون سخن گفته شده است.(12) از گزارش واقدى(13) و ابن هشام(14) مى توان به نام و نشان حدود 80 مُط²عِم دست یافت كه مقدار طعمه آنان فى المجموع نزدیك به 3500 وسق (تقریباش 85% كل عواید كتیبه كه سالانه در اختیار پیامبر(ص) قرار مى گرفت) بوده است. منابع به این مسا…له كه ((آیا طعمه هاى اعطایى همواره در خاندان مطعمان ـ به عنوان حقى ثابت و دائمى ـ برقرار بوده است یا نه)) پاسخ روشنى نداده اند. پاسخ فقهى مسا…له بنابر دیدگاه ماوردى(15) (دیدگاه كلى ماوردى دربارهئ اموال متعلق به بیت المال, نه مشخصاش درباره طعمه ها) این است كه طعمه ها حداكثر در طول حیات صاحبان طعمه معتبر است. این نظر فقهى در برخى از گزارش هاى مربوط به عملكرد عمر بن خطاب نیز تا…یید شده است.(16) مع الوصف, روایت هاى دیگرى نیز متعارض با روایت هاى پیشین وجود دارد. بر اساس یكى از این روایت ها, طعمه ها پس از مرگ صاحبان طعمه, از عهد پیامبر(ص) تا زمان عثمان بن عفّان به ورثهئ آنان مى رسید و آنان در نگهدارى, فروش و هبهئ آن آزاد بودند.(17) در گزارش دیگرى آمده است كه عمر بن خطاب زمانى كه مى خواست اراضى خیبر را پس از كوچاندن یهودیان میان صاحبان سهام تقسیم كند, ازواج النبى را میان طعمه هاى اعطایى از سوى پیامبر(ص) و اقطاع آب و زمین مخیّر كرد. به دنبال این پیشنهاد عایشه و حفصه زمین را اختیار كردند و دیگران وسوق تضمین شده را.(18) عایشه بعدها وقتى كه مى دید مروان بن حكم ـ در ایام خلافت خود ـ وسوق تضمین شده را به موقع و یا تمام و كمال به صاحبان طعمه نمى پردازد, از پیشنهاد عمر و قبول اقطاع زمین به جاى طعمه اظهار رضایت مى كرد.(19)
    بنا بر روایت دیگر, همه مطعمان ـ نه فقط ازواج النبى ـ مشمول این پیشنهاد عمر واقع شدند.(20) بر پایه روایت اخیر, صاحبان طعمه مجاز به فروش آن ها نیز بودند. از همین رو اشعرىها و رهاوىها(21) طعمه خودشان را كه[ سالانه] به مقدار صد وَس²ق بوده به قیمت 5000 دینار ـ به ترتیب ـ به عثمان بن عفّان و معاویه بن ابى سفیان فروختند.(22) واقدى همچنین به نقل از شعیب بن طلحه (از نوادگان ابوبكر) گزارش داده است كه طعمه ابوبكر, به مقدار صد وَس²ق, تا زمان عثمان در اختیار فرزندان او و سپس تا زمان عبدالملك بن مروان در اختیار همسرانش امّ رومان و حبیبه قرار داشت.(23) آخرین گزارش موجود كه از پرداخت طعمه ها به ورثه مطعمان حكایت مى كند, گزارشى است از بلاذرى به نقل از متصدى زمین هاى كتیبه خیبر در عهد عمر بن عبدالعزیز.(24)
    همانطور كه گذشت, تقریباش همه طعمه ها از محل كتیبهئ خیبر اطعام شده بود. تنها دو مورد از طعمه هاى پیامبر(ص), خارج از عواید كتیبه گزارش شده است: 1ـ طعمه پیامبر(ص) به مُخَوءس از نمایندگان وفد حضرموت, از محل صدقات آن جا;(25) 2ـ طعمه پیامبر(ص) به بنى عُرَیض (از یهودیان وادى القرى) به مقدار 10 وَس²ق گندم و 10 وَس²ق جو در هر برداشت, و 50 وَس²ق خرما در هر سال.(26) گزارش واقدى از دائمى بودن طعمه پیامبر(ص) به یهودیان بنى عُرَیض حكایت مى كند.
    در منابع گزارشى دال بر تجدید طعمه ـ با همان مفهوم رایج در عهد پیامبر(ص) ـ در دو دوره خلفاى راشدین و امویان نیامده, اما از این واژه در معنى و مفهوم دیگر استفاده شده است (نك: سطور بعد). البته بنا بر شواهد تاریخى, مطعمان زمان پیامبر(ص) و یا وارثان آنان ـ چنانكه گذشت ـ تا عهد عمر بن عبدالعزیز سهم خود را از طعمه مقرر دریافت مى كردند و پس از آن گزارشى در این باره نیامده است. همچنین در یك مورد(27) از طعمه بخشى از خراج آذربایجان به اشعث بن قیس كندى از سوى عثمان بن عفّان سخن به میان آمده است.
    چنانكه گذشت, تعریفى كه خوارزمى درباره طعمه عرضه كرده است با مفهوم و مصداق طعمه مرسوم در زمان پیامبر(ص) منطبق نیست. از تعریف خوارزمى چنین برمىآید كه طعمه نوعى اقطاع موقت و غیر موروثى بوده است و صاحب طعمه در طول مدتى كه طعمه را در اختیار داشت موظف به آباد و دایر داشتن آن و پرداخت عشر از محل عواید آن بوده است.(28) با این وصف, اگر تنها موقت بودن اقطاع را شاخص اصلى طعمه بدانیم, تعریف خوارزمى با طعمه مرسوم در دوره امویان ـ با استناد به شواهد اندكى كه از كاربرد طعمه در این دوره وجود دارد ـ قابل انطباق است. از جمله این طعمه ها, یكى طعمه سرزمین مصر است به عمرو بن عاص, در طول حیات او(29) از سوى معاویه ـ عمرو عاص از طریق این طعمه مازاد عواید مصر را پس از پرداخت عطایاى سپاهیان و تا…مین سایر هزینه ها براى خود برمى داشت ـ و دیگرى وعدهئ طعمه مصر و خراسان از سوى عبدالملك بن مروان است ـ به ترتیب ـ به عبدالعزیز بن مروان و عبدالله بن خازم سلمى (نك: سطور بعد).
    بنا بر گزارش یعقوبى, عبدالملك بر آن شد تا عبدالعزیز را از ولایتعهدى خلع و پسرش ولید را جانشین خود كند; بدین منظور كس به نزد عبدالعزیز, والى مصر, فرستاد و از او خواست كه در ازاى دریافت طعمه مصر, خود را از ولایتعهدى بر كنار نماید.(30) طبرى نیز در گزارشى آورده است كه عبدالملك در سال 72 هجرى به عبدالله بن خازم سلمى نامه نوشت و به او وعده داد كه اگر دست از مخالفت بر دارد و با وى بیعت كند, خراسان را به مدت هفت سال و به روایتى ده سال طعمه او خواهد كرد.(31)
    با وجود این, باید بین طعمه ایالتى وسیع همچون مصر و خراسان و طعمه ((ضیعه)) كه به طور خاص در تعریف خوارزمى ـ در مقابل قطیعه در تعریف اقطاع ـ آمده است, تفاوت قائل شد. بعید نیست كه لمبتون(32) با توجه به همین تمایز, طعمه هاى رایج در دوره امویان(33) را تقریباش معادل اقطاع دیوانى (به معناى دقیق كلمه) ذكر كرده است.
    با توجه به شواهد اندكى كه وجود دارد, مى توان گفت كه مصطلح طعمه در عهد امویان وجود داشت. مشخصه هاى طعمه معمول در این دوره را مى توان چنین برشمرد: 1ـ موضوعٌله طعمه در این دوره نه قطیعه بوده, نه ضیعه و نه سهم معینى از عواید اراضى دولتى, بلكه یك عمل (ناحیه) حكومتى بوده است; 2ـ ((مُط²عِم))(34) یا صاحب طعمه در این دوره در مقام والى بود و یا پس از واگذارى طعمه در مقام والى جاى مى گرفت و طعمه نیز از سوى خلیفه واگذار مى شد; 3ـ طعمه موروثى نبود و حداكثر تا پایان عمر صاحب طعمه اعتبار داشت; 4ـ مازاد عواید منطقه مورد طعمه, پس از صرف هزینه هاى محلى, به جاى اینكه به مركز خلافت ارسال شود, در اختیار و تصرف صاحب طعمه قرار مى گرفت.

    استنتاج

    1ـ كاربرد اصطلاح طعمه به عنوان ((امتیازى مالى)) به عصر جاهلى بر مى گردد.
    2ـ در دوره پیامبر(ص) از این اصطلاح براى اعطاى عواید اراضى دولتى به افراد استفاده مى شده است.
    3ـ در دوره خلفاى راشدین و امویان طعمهئ مرسوم در عهد پیامبر(ص) تجدید نشد, ولى صاحبان و ورثه طعمه هاى اعطایى پیامبر(ص) همچنان از آن امتیاز بهره مند بودند.
    4ـ طعمه به عنوان حق بهره بردارى موقت از عواید یك منطقه حكومتى ـ البته بنابر شواهد اندك تاریخى ـ در دوره خلافت راشدین و امویان, خاصه در دورهئ اموى, مطرح بوده است.
    پى نوشت ها:
    1. جواد على, المفصل فى تاریخ العرب قبل الاسلام, ج 4, ص 48.
    2. نظام الملك طوسى, سیر الملوك (سیاست نامه), ص 21, 37, 38, 45, 156, 205 و ;252 محمد بن على راوندى, راح± الصدور و آی± السرور, ص ;110 محمدبن موئید بغدادى, التوسل الى الترسل, ص 95.
    3. احمد بن على مقریزى, الخطط, ج 1, ص ;88 احمدبن على مقریزى, السلوك, ج 1, ص 85.
    4. احمدبن عبدالله قلقشندى, صبح الاعشى فى صناع± الانشا…, ج 11, ص ;42 احمدبن على مقریزى, السلوك, ج 4, ص ;504 ابوالمحاسن ابن تغرى بردى, النجوم الزاهر± فى ملوك مصر و القاهر±, ج 6, ص 168.
    5. ابوالحسن ماوردى, الاحكام السلطانی± و الولایات الدینی±, ص 194 ـ ص197.
    6. عبدالرحمن بن احمدبن رجب, الاستخراج لاحكام الخراج, در فى التراث الاقتصادى, ص 731.
    7. محمدبن احمد خوارزمى, مفاتیح العلوم, ص 40.
    8. همان.
    9. محمدبن عمر واقدى, كتاب المغازى, ج 2, ص 692 ـ ;693 ابن هشام, السیر± النبوی±, ج 2, ص ;349 احمد بلاذرى, فتوح البلدان, ص ;39 محمدبن جریر طبرى, تاریخ الطبرى, ج 2, ص ;140 قاسم بن سلام ابوعبید, كتاب الاموال, ص 71, ش 142.
    10. محمدبن عمر واقدى, كتاب المغازى, ج 2, ص 693. هر ((وَس²ق)) یا ((بار شتر)) در عصر پیامبر(ص) برابر بود با 60 صاع, یعنى حدود 100 كیلوگرم (والترهینس, اوزان و مقیاس ها در اسلام, ص 85 و 82).
    11. قاسم بن سلام ابوعبید, كتاب الاموال, ص 98, ش ;193 محمدبن عمر واقدى, همان, ج 2, ص 691.
    12. محمدبن عمر واقدى, همان, ج 2, ص 694 ـ ;695 ابن هشام, همان, ج 2, ص 349, 351 ـ ;353 احمد بلاذرى, همان, ص ;41 محمدبن اسماعیل بخارى, صحیح بخارى, ج 3, ص 372, ش 2.
    13. همان.
    14. همان.
    15.ابوالحسن ماوردى, الاحكام السلطانیه, ص 168, 171.
    16. محمدبن عمر واقدى, همان, ج 2, ص 697 ـ 698 و 699, روایت عبدالرحمن بن عبدالعزیز.
    17. همان, ج2, ص 699, روایت ابراهیم بن جعفر.
    18. همان, ص 719 ـ ;720 محمدبن اسماعیل بخارى, همان, ج 3, ص 371, ش 2 یعقوب بن ابراهیم ابویوسف, الخراج, در فى التّراث الاقتصادى, ص 208.
    19. محمدبن عمر واقدى, همان .
    20. همان.
    21. رهاوىها, طایفه اى از مَذ²حِج كه وفد آنان در سال 10 هجرى به حضور پیامبر(ص) رسید ( محمد ابن سعد, الطبقات الكبرى, ج1, ص344).
    22. محمد بن عمر واقدى, همان; ابن سعد, همان.
    23. همان , ج2, ص 698 ـ 699.
    24. احمد بلاذرى, همان, ص 41.
    25. ابن سعد, همان, ج1, ص 349.
    26. همان, ج1, ص;279 محمد بن عمر واقدى, همان ج3, ص1006.
    27. محمد بن جریر طبرى, همان, ج3, ص 147.
    28. محمد بن احمد خوارزمى, همان, ص 40.
    29. ابن واضح یعقوبى, تاریخ الیعقوبى, ج2, ص 85, ;129 قس: ابن تغرى بردى, همان, ج اول, ص ;63 مقریزى, الخطط, ج1, ص 300.
    30. همان, ابن واضح یعقوبى, همان, ج2, ص 201.
    31. محمد بن جریر طبرى, همان, ج3, ص 531 ـ 532.
    32. آ.س لمبتون, مالك و زارع در ایران, ص ;135 قس: ص 83.
    33. در نوشته لمبتون عبارت ((صدر اسلام)) آمده نه ((دوره امویان)), ولى نظر به تمایز دقیقى كه میان طعمه در عهد پیامبر(ص) و دوره امویان وجود دارد و با این احتمال كه مراد لمبتون از ((صدر اسلام)) در این جا به طور خاص ((دوره امویان)) بوده, در متن به جاى ((صدر اسلام)) دوره امویان آورده ایم.
    34. محمدبن عمر واقدى, همان, ج 2, ص 697 و احمد بلاذرى, فتوح البلدان, ص 41 واژه ((مطعم)) را براى مشمولان طعمه در عهد پیامبر(ص) به كار برده اند. بر همین قیاس, صاحبان طعمه در دوره امویان را نیز ((مطعم)) نامیده ام, هر چند مفهوم طعمه در این دو دوره كاملاش با هم متفاوت است.

   
منابع:
    ـ ابن تغرى بردى, ابوالمحاسن, النجوم الزاهر± فى ملوك مصر و القاهر± (مصر, الموئسس± المصری± العام± للتالیف و الترجم±, بى تا).
    ـ ابن رجب, عبدالرحمن بن احمد, الاستخراج لاحكام الخراج, در فى التراث الاقتصادى (بیروت, دارالحداثه, 1990).
    ـ ابن سعد, محمد, الطبقات الكبرى (بیروت, دار بیروت لطباع± و النشر, 1985).
    ـ ابن هشام, السیر± النبوی± (بیروت, دارالمعرف±, بى تا).
    ـ ابوعبید, قاسم بن سلام, كتاب الاموال (بیروت, دارالفكر, 1988).
    ـ ابویوسف, یعقوب بن ابراهیم, الخراج, در فى التراث الاقتصادى (بیروت, دارالحداث±, 1990).
    ـ بخارى, محمدبن اسماعیل, صحیح بخارى (بیروت, دار احیا… التراث العربى, بى تا).
    ـ بغدادى, محمدبن موئید, التوسل الى الترسل, به كوشش احمد بهمنیار (تهران, شركت سهامى چاپ, 1315ش).
    ـ بلاذرى, احمد, فتوح البلدان (بیروت, دارالكتب العلمی±, 1978).
    ـ جوادعلى, المفصل فى تاریخ العرب قبل الاسلام (بیروت و بغداد, دارالعلم للملایین و مكتب± النهض±, 1970 ـ 1971).
    ـ خوارزمى, محمدبن احمد, مفاتیح العلوم (مصر, بى نا, 1342ق).
    ـ راوندى, محمدبن على, راح± الصدور و آی± السرور, به كوشش محمد اقبال (بى جا, امیر كبیر, 1364).
    ـ طبرى, محمدبن جریر, تاریخ الطبرى (بیروت, دارالكتب العلمی±, 1988).
    ـ طوسى, نظام الملك, سیر الملوك (سیاست نامه), (تهران, بنگاه ترجمه و نشر كتاب, 2535).
    ـ قلقشندى, احمدبن عبدالله, صبح الاعشى فى صناع± الانشا… (بیروت, دارالكتب العلمی±, 1987).
    ـ لمبتون, آ. س, مالك و زارع در ایران, ترجمهئ منوچهر امیرى (تهران, انتشارات علمى و فرهنگى, 1362).
    ـ ماوردى, ابوالحسن, الاحكام السلطانی± و الولایات الدینی± (بى جا, دارالفكر, بى تا).
    ـ مقریزى, احمدبن على, السلوك, به كوشش محمد مصطفى (قاهره, بى نا, 1956 ـ 1970).
    ـ ـــ, الخطط (قاهره, مكتب± الثقاف± الدینی±, بى تا).
    ـ موسوى, جمال, تكوین و تحول اقطاع دراسلام از آغاز تا پایان دورهئ امویان (رساله دكترى), (دانشگاه تربیت مدرس, 1378ش).
    ـ واقدى, محمدبن عمر, كتاب المغازى (بیروت, موئسس± الاعلمى للمطبوعات, 1989).
    ـ یعقوبى, ابن واضح, تاریخ الیعقوبى (بیروت, موئسس± الاعلمى للمطبوعات, 1993).

منبع


Can you lose weight by doing yoga?
دوشنبه 30 مرداد 1396 07:45 ب.ظ
Hello there, just became alert to your blog through
Google, and found that it is truly informative. I am going to watch out for brussels.
I'll be grateful if you continue this in future.

A lot of people will be benefited from your writing. Cheers!
Williemae
جمعه 16 تیر 1396 06:43 ب.ظ
This article is actually a pleasant one it helps
new web people, who are wishing in favor of blogging.
Florene
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 04:57 ق.ظ
What's up, constantly i used to check website posts here in the early
hours in the dawn, since i enjoy to gain knowledge of more and more.
manicure
شنبه 2 اردیبهشت 1396 02:35 ب.ظ
Excellent post. Keep writing such kind of information on your page.

Im really impressed by your site.
Hello there, You have done a fantastic job. I will certainly digg it and individually
recommend to my friends. I'm sure they will be benefited from this web site.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 09:00 ب.ظ
My family members all the time say that I am wasting my
time here at net, but I know I am getting knowledge every day
by reading thes good articles or reviews.
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 09:04 ب.ظ
I am extremely impressed with your writing skills and also with the layout on your weblog.
Is this a paid theme or did you modify it yourself?
Anyway keep up the nice quality writing, it is rare to see a
nice blog like this one these days.
علی عرب فیروزجائی
جمعه 13 خرداد 1390 08:17 ب.ظ
سلام
عمری به جز بیهوده گفتن سر نکردیم
تقویمها گفتند و ما باور نکردیم
دل در تب لبیک تاول زد ولی ما
لبیک گفتن را لبی هم تر نکردیم
..
..
..
..زیبا بود استفاده کردیم
بروزم
مبشر صبح
جمعه 13 خرداد 1390 10:43 ق.ظ
سلام
با مطلبی تحت عنوان،
"10 دستاورد بزرگ امام خمینی از منظر امام خامنه ای."
در آستانه رحلت امام خمینی ، منتظرتان هستیم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر