سه شنبه 30 فروردین 1390
اسرار نامهای حضرت فاطمه (س)

امام صادق (ع)فرمود: فاطمه نزد خدای تعالی 9 اسم دارد: فاطمه، صدیقه، مبارکه، طاهره، زکیه، راضیه، مرضیه، محدثه و زهرا.
چرا فاطمه ؟رسول خدا فرمود: زیرا او و شیعیانش از آتش جهنم قطع شدهاند. (فاطمه به معنای قطعشده و بریده است.)
و نیز امام صادق (ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.
چرا صدیقه ؟و نیز امام صادق (ع) فرمود: زیرا او از هر شر و بدی بریده شده است و نیز چون مردم از رسیدن به معرفت کامل او قطع شده اند.
زیرا او هرگز در زندگی جز راست نگفت و هر آنچه پدر بزرگوارش فرمود، تصدیق کرد.
رسول خدا به امیرالمؤمنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارشهایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.
چرا مبارکه ؟رسول خدا به امیرالمؤمنین فرمود: یا علی، من به فاطمه سفارشهایی کرده ام که به تو بگوید. او هر چه گفت بپذیر، زیرا او راستگوست، بسیار راستگو.
برکت به معنای
خیر فراوان است و از فاطمه نسل فراوانی به عالم اسلام هدیه شده . لذا در
بعضی از تفاسیر آمده است که در آیه ی <<انا اعطیناک الکوثر>> ( ای رسول گرامی ما به تو خیر کثیر عطا کردیم) منظور، فاطمه (س) است.
چرا طاهره ؟امام باقر (ع) فرمود: زیرا او از هر ناپاکی ظاهری و هر گونه ناپاکی دامن، مبری است.
و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.
چرا زکیه ؟و نیز طبق روایات متعدد، آیه تطهیر( انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیرا) درباره حضرت فاطمه نازل شده است. پس فاطمه طاهره است زیرا هر گونه رجس و پلیدی و ناپاکی از وجود مقدسش دور است.
زکاة هم به
معنای رشد و نمو و هم به معنای طهارت است، بنابراین زکیه هم یعنی از فاطمه
نسل پرباری پا به عرصه وجود خواهد گذاشت و هم اینکه او وجودی است پاک و
طاهر .
چرا راضیه ؟زندگی کوتاه
حضرت فاطمه با غم و اندوه و نیز با تلاش و سختی همراه بود. او زندگی بسیار
مشکلی را پشت سر گذاشت ولی هرگز لب به شکایت باز نکرد، بلکه همواره خدای
بزرگ را شکر میکرد و راضی بود.
روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دستهای مبارکش آسیاب میکرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر میداد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.
حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.
و نیز روزی امیرالمؤمنین از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمه ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.
چرا مرضیه ؟روایت شده روزی رسول خداحضرت فاطمه را دید که لباس خشنی بر تن داشت و با دستهای مبارکش آسیاب میکرد در حالیکه طفل کوچک خود را هم شیر میداد. رسول خدا گریان شد و فرمود: ای دخترکم، تلخی این دنیا را بچش، برای رسیدن به شیرینی آخرت.
حضرت فاطمه نه تنها لب به شکایت باز نکرد، بلکه عرض کرد: ای رسول خدا، من خدا را برای نعمتهایش سپاسگزارم.
و نیز روزی امیرالمؤمنین از رسول خدا خواست اگر ممکن باشد برای فاطمه مستخدمه ای بگیرد، اما رسول خدا تسبیح فاطمه را به آنها تعلیم فرمود. حضرت زهرا پس از شنیدن این دستور پیغمبر اکرم سه بار فرمود: من از خدا و رسولش راضیم.
تمام کارهای
حضرت فاطمه مورد رضایت خدا و رسول بود. رسول خدا هیچ گاه بر فاطمه غضب
نکرد، به او خرده نگرفت و برعکس، گاهی میفرمود: فداها ابوها. (پدرش به
قربانش) .
این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا میدانست و میفرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی میشود.
چرا محدثه ؟این چنین است که رسول خدا رضای فاطمه را رضای خدا میدانست و میفرمود: خدا از غضب فاطمه غضب می کند و از رضایت او راضی میشود.
امام صادق (ع) در این مورد فرمود: زیرا ملائکه از آسمان فرود میآمدند و با او سخن میگفتند.
در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.
چرا زهرا ؟در فرهنگ اسلامى محدثان راستین همواره از حرمت و منزلت ویژه اى برخوردار بوده اند، محدثان و راویان در حفظ و حراست از گنجینه هاى معارف و ارزشهاى دینى و ذخایر گرانمایه مکتب تشیع و رشد و تعالى فرهنگ غنى اسلامى نقش اول را داشته اند و حامل ودایع و امانتهاى گرانقدر الهى و رازدار اسرار آل رسول بوده اند.
امام صادق
فرمود: زیرا نور آن بانوی مکرمه در یک روز سه بار برای امیرالمؤمنین
میدرخشید، و چون در محراب عبادت میایستاد نور درخشنده او برای اهل آسمان می
درخشید همانگونه که نور ستارگان برای اهل زمین میدرخشد.
برخی نامهای دیگر حضرت فاطمه (س)حصان (محفوظ)،
حره (آزاده، شریف)، سیده (بانوی محترم)، عذراء (پرده نشین)، حوراء (فرشته،
حوریه)، مریم کبری (مریم برتر)، نوریه (تابناک، درخشنده ) و نام آن بانو
در آسمان، منصوره (یاریشده) است.
کنیه های حضرتام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه،ام ابیها
حضرت فاطمه (س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت می کرد و مادرانه عشق می ورزید که ام ابیها(مادر پدرش) لقب گرفت.
منبع
حضرت فاطمه (س) آن قدر به پدر بزرگوارش محبت می کرد و مادرانه عشق می ورزید که ام ابیها(مادر پدرش) لقب گرفت.
منبع
یکشنبه 28 فروردین 1390
گزیده سخنان حضرت فاطمه زهرا (س)

پیامبـراكـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)
پیامبـراكـرم (ص) فـرمـوده است: بهترین شما نرمخـوترین شما به اطرافیان و بزرگوارترین شما به زنان است. (مسند فاطمه الزهراء (س) ، ص 221)
2ـ على (ع) رهبر و پیشوا
پیامبر اكرم (ص) فرمود:
هر كه من سرپرست اویم، پس على سرپرست اوست و هر كه را من رهبر اویم ، پس على رهبر اوست. ( بهجه ، ج 1، ص 285. )
3ـ على (ع) بهترین داور
گروهى از فرشتگان درباره ی چیزى با یكدیگر مشاجره نمودند، حاكم و داورى را از بنى آدم تقاضا كردند، خداوند متعال به آنها وحى فرمود كه خـودتان انتخاب كنید و آنان على ابن ابیطالب را برگزیدند. ( بهجه ، ج 1، ص 306 )
4ـ داناترین و نخستین مسلمان
رسول خدا (ص) به مـن فرمودند: شوهر تو در دانش داناترین مردم و نخستین مرد مسلمان و در بردبارى برترین مردم است. ( بهجه، ج 1، ص 302)
5ـ كمك به ذرارى ( فرزندان ) پیامبر
پیامبر اكرم (ص) فرمود:هركسى براى فردى از فرزندان من كارى انجام دهد و بر آن كار پاداشى نگیرد. مـن پاداش دهنـده او خـواهـم بـود. ( بحـارالانوار، ج 96، ص 225)
6 ـ على و شیعیان
پیامبر خدا (ص) به على(ع) نگریست و فرمـود: این شخص و پیروانش در بهشت اند. ( احقاق الحق، ج 7، ص 308)
7 ـ شیعه على در قیامت
پیـامبـر خـدا به علـى(ع) فـرمـود: اى ابـاالحسـن ، آگـاه بـاش كه تو و پیروانت در بهشت هستید. ( احقاق الحق ، ج 7، ص 307)
8 ـ پیامبر در جمع اهل بیت
بر رسول خدا(ص) وارد شدم، جامه اى را گستراند و فرمود: بنشین. در این وقت حسن(ع) آمد ، فرمـود: نزد مادرت بنشیـن، بعداً حسیـن (ع) آمـد. فـرمـود: با اینها بنشین. پـس على (ع) آمد . فرمود: تـو نیز با اینان بنشیـن، آن گاه اطراف جامه را گرفت و روى ما انداخت.( بهجه ،ج 1، ص 277)
9ـ نتیجه صلوات بر زهراء(س)
رسـول خدا(ص) به مـن گفت: اى فاطمه هر كه بر تـو صلـوات فرستـد، خداوند او را بیـامـرزد و به مـن ، در هـر جـاى بهشت بـاشـم ملحق گـردانـد. ( بهجه ، ج 1، ص 287 )
10 ـ حجاب فاطمه
پیامبـر اكـرم (ع) همـراه بـا مرد نابینایى به خانه فاطمه(س) آمد، بلافاصله فاطمه(س) خود را كاملاً پوشاند. رسول خدا(ص) فرمود: چرا خود را پوشاندى با ایـن كه او تـو را نمى بیند؟ فاطمه (س) فرمـود: اى پیامبر خدا اگر او مرا نمـى بیند، مـن كه او را مى بینـم و او بوى مرا حس مى كند پیامبر اكرم فرمود: گواهى مى دهـم كه تو پاره دل منى . ( همان ، ج 1، ص 274.)
11 ـ نتیجه سلام و تحیت بـر رسـول خـدا و دختـرش زهـراء
پدرم در زمان حیاتش به من فرمود: هـر كه بـر مـن و تـو تا سه روز تحیت و سلام بفرستد، بهشت بر او واجب گـردد. ( همان، ج 1، ص 267)
12 ـ پیامبر ، پدر فرزندان زهرا
فـاطمه (س) از پیـامبـر اكـرم نقل كـرده كه فـرمـود:
همانا خـداوند عزوجل ذریه هر یك از فرزندان مادرى را سبب ارتباط و خـویشاوندى قرار داده كه به وسیله آن ذریه به او منسـوب مى شوند مگر فرزندان فاطمه كه مـن سـرپـرست و خـویشـاونـد آنها هستـم (و به مـن منسـوب مـى شـونـد). ( فـرائد السمطین، ج 2، ص 77)
13 ـ خوشبخت واقعى
فاطمه (س) از پیامبراكرم(ص) نقل كرده كه فرمود: این جبرئیل (ع) است كه مرا خبر مى دهد: همانا خـوشبخت واقعى كسـى است كه على را، در زندگى ام و پس ازمرگم دوست داشته باشد. ( بهجه، ج 1،ص 271)
14 ـ بخشى از خطبه زهرا (س)
حضـرت زهـرا(س) در آن سخنزانـى معروفـش در مسجـد فـرمـود:
خـداونـد ایمـان را بـراى تطهیـر شمـا از شـرك قـرار داد،
و نماز را براى پاك شدن شما از تكبر،
و زكـات را بـراى پـاك كـردن جـان و افزونـى رزقتان،
و روزه را براى تثبیت اخلاص،
و حج را براى قوت بخشیدن دین ،
و عدل را براى پیراستن دلها،
و اطاعت ما را براى نظم یافتن ملت،
و امـامت مـا را بـراى در امـان مـانـدن از تفرقه،
و جهاد را براى عزت اسلام،
و صبر را براى كمك در استحقاق مزد،
و امـر به معروف را بـراى مصلحت و منـافع همگـانـى ،
و نیكـى كـردن به پـدر و مـادر را سپـر نگهدارى از خشـم ،
و صله ارحام را وسیله ازدیاد نفرات،
و قصاص را وسیله حفظ خون ها،
و وفـاى به نذر را بـراى در معرض مغفـرت قـرار گـرفتـن ،
و به انـدازه دادن تـرازو و پیمـانه را بـراى تغییـر خـوى كـم فـروشـى،
و نهى از شـرابخـوارى را بـراى پـاكیزگـى از پلیـدى ،
و دورى از تهمت را بـراى محفـوظ مـاندن از لعنت،
و تـرك سـرقت را بـراى الزام به پـاكـدامنى ،
و شـرك را حـرام كـرد بـراى اخلاص به پـروردگـارى او ،
بنابـرایـن ، از خـدا آن گـونه كه شایسته است بتـرسید و نمیرید، مگر آن كه مسلمان باشید،
و خـدارا در آنچه به آن امر كرده و آنچه از آن بازتان داشته است اطاعت كنید،
زیرا كه "از بندگانـش ، فقط آگاهان، از خـدا مـى ترسند."( سـوره فاطر آیه28 ) (احتجاج طبرسى ، ص 99، چاپ سعید.)
15 ـ موقعیت اهل بیت در نزد خدا
خـدایـى را حمـد و سپاس گـوییـد كه به خاطـر عظمت و نـورش هر كه در آسمان ها و زمیـن است به سوى او وسیله مى جـوید، و ما وسیله او در میان مخلوقاتـش و خاصان درگـاه و جـایگـاه قـدس او و حجت غیبـى و وارث پیـامبـرانـش هستیـم. ( فـاطمه الزهـراء بهجه قلب المصطفـى، ج 1، ص 265)
16 ـ دستورالعملى جامع
در وقتى كه بستر خواب را گسترده بودم ، رسول خدا(ص) بر من وارد شد ، فرمـود:
اى فـاطمه نخـواب مگـر آن كه چهار كار را انجـام دهـى: قـرآن را ختـم كنـى، و پیامبران را شفیعت گردانى، و مؤمنیـن را از خود راضى كنى، و حج وعمره اى را به جا آورى. ایـن را فرمـود و شروع به خـواندن نماز كرد، صبر كردم تا نمازش تمام شد، گفتـم: یا رسول الله به چهار چیز مرا امر فرمودى در حالى كه بر آنها قادر نیستم آن حضرت تبسمى كرد و فرمود:
چون قل هو الله را سه بار بخوانى مثل این است كه قرآن را ختم كرده اى و چون بر من و پیامبران پیش از من صلوات فرستى، شفاعت كنندگان تو در روز قیامت خواهیـم بود، و چون براى مؤمنیـن استغفار كنى ، آنان همه از تو راضى خواهند شد، و چون بگـویـى: سبحان الله و الحمد لله و لا اله الا الله و الله اكبر حج و عمره اى را انجام داده اى. (بهجه ، ج 1، ص 304)
17 - زیان بخل
پیامبراكرم (ص) فرمـود:از بخل ورزیدن بپرهیز، زیرا كه بخل آفتى است كه در شخص بزرگـوار نیست. از بخل بپـرهیز، زیـرا كه آن درختـى است در آتـش دوزخ كه شاخه هایـش در دنیاست و هـر كه به شاخه اى از شـاخه هـایـش درآویزد داخل جهنمـش گرداند. ( همان، ج 1، ص 266)
18 ـ نتیجه سخاوت
پیامبراكـرم (ص) به مـن گفت: بـرتـو باد سخاوت ورزیدن، زیرا كـه سخاوت درختـى از درختـان بهشت است كه شاخه هایـش به زمیـن آویخته است ، هر كه شاخه اى از آن را بگیـرد او را به سـوى بهشت مـى كشـانـد. ( بهجه، ج 1، ص 266)
19 ـ سحر خیزى
رسول خدا (ص) بر من گذشت ، در حالى كه در خواب صبحگاهى بودم، مرا با پایـش تكان داد و فرمـود: دختـرم بـرخیز شاهـد رزق و روزى پـروردگارت باش و از غافلان مباش . زیرا كه خـداوند روزی هاى مردم را بیـن طلوع فجر تا طلـوع آفتاب تقسیـم مى كند. (مسند فاطمه الزهراء، ص 219 )
20 ـ زمان استحابت دعا
رسول خدا(ص) فرمود: در روز جمعه ساعتى است كه بنده مسلمان در آن وقت چیزى از خدا نخواهد مگر آن كه خداوند به او عطا گرداند و آن وقتى است كه نیمه خـورشید به سوى مغرب نزدیك گردد.
چهارشنبه 24 فروردین 1390
فاطمه در مقام شکوه از دو خلیفه

قالت فاطمه الزهراء(س) للاولین :ارایتکما ان حدثتکما عن رسول الله (ص):
تعرفانه و تفعلان به؟ قالانعم . فقالت: نشدتکما الله الم تسمعا رسول الله
یقول: (رضا فاطمه من رضای, وسخط فاطمه من سخطی, فمن احب فاطمه ابنتی فقد
احبنی, و من ارضی فاطمه فقد ارضانی, و من اسخط فاطمه فقد اسخطنی)؟ قالا
نعم, سمعناه من رسول الله (ص) , فقالت: فانی اشهد الله و ملائکته انکما
اسخطتمانی و ما ارضیتمانی و لئن لقیت النبی لاشکونکما الیه .
حضرت زهرا(س) خطاب به خلیفه اول و دوم فرمود: آیا اگر حدیث را از پیامبر خدا(ص) نقل کنم به آن عمل خواهید کرد؟ گفتند: آری. فرمودند: شما را به خدا آیا نشنیده اید که پیامبر (ص) فرموده اند:
حضرت زهرا(س) خطاب به خلیفه اول و دوم فرمود: آیا اگر حدیث را از پیامبر خدا(ص) نقل کنم به آن عمل خواهید کرد؟ گفتند: آری. فرمودند: شما را به خدا آیا نشنیده اید که پیامبر (ص) فرموده اند:
(خشنودی فاطمه خشنودی من, و خشم
فاطمه خشم من است, هر که دخترم فاطمه را دوست بدارد مرا دوست داشته, و هر
که فاطمه را خشنود سازد مرا خشنود ساخته, و هر که فاطمه را خشمگین نماید
مرا خشمگین نموده است)؟ گفتند: آری , چنین حدیثی را از پیامبر خدا(ص)
شنیده ایم . فرمود: من هم خدا و فرشتگان را گواه می گیرم که شما دو نفر
مرا خشمگین نمودید و خشنودم نساختید, و چون پیامبر (ص) را ملاقات نمایم
حتما از شما به او شکایت خواهم نمود.
جمعه 19 فروردین 1390
علت نامگذاری روز میلاد حضرت زینب(س) به روز پرستار

پرسش: چرا روز میلاد حضرت زینب را روز پرستار نامیدند؟
پاسخ: پنجم جمادی الاولی روز ولادت باسعادت بانوی قهرمان کربلا، پرچم دار نهضت پس از شهادت حسین علیه السلام، حضرت زینب کبری سلام الله علیها است. این روز را روز پرستار می نامند و علت نام گذاری این روز به نام «روز پرستار» این است که حضرت زینب پرستاری امام زمانش حضرت زین العابدین علیه السلام و دیگر بیماران و مصیبت زدگان اهل بیت را برعهده داشت، و ضمن این که رسالت مهم نگهداری و تبلیغ از نهضت حسینی را به خوبی انجام داد، از پرستاری بیمار کربلا نیز با تحمل آن همه سختی ها و ناملایمات، آنی فروگذار نبود و تا آخرین رمق، دین خود را به مکتب و رهبرش ادا کرد. درود بی پایان خداوند بر این بزرگ بانوی اسلام باد. نکته ای که لازم است به آن اشاره کنیم این است که: حیف است زینب را پرستار بیمار بخوانند زیرا پرستاری از بیمار یکی از کوچک ترین مسؤولیت های زینب(س) بود، و هر چند پرستاری وظیفه سنگین و ارزشمندی است و پرستار متعهد باید با صبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملایمات برای انجام خدمتش بنماید و چنین کاری از عهده هر کس برنمی آید ولی با این حال مقام زینب، آن قدر والا و عظیم است که او را پرستار نهضت و انقلاب حسینی باید بنامیم، زیرا این پرستاری به مراتب مهم تر و سرنوشت سازتر از پرستاری بیمار بود. زینب(س) نقش نگهداری از قیام خون بار حسینی را بر عهده داشت که قطعا اگر او این بار را بر دوش نمی گرفت، خون حسین(ع) پایمال می شدو بسیار دشوار بود که نهضت ابی عبد الله علیه السلام به مردم اعلام و ابلاغ گردد و شاید بدون اسارت خاندان رسول الله و پیش تازی زینب کبرا(س) در رسوا نمودن هیئت حاکم، و تبلیغ او از انگیزه قیام برادرش، یزیدیان به هدف پلید خود نائل می آمدند و نام رسول الله(ص) را نه تنها از مناره های مساجد بلکه از تاریخ، پاک و محو می کردند و این بود نیت شوم آنان. و زینب با مجاهدت و قیام شجاعانه خویش در برابر زورگویان و همچنین فریب خوردگان زمانش، آن چنان از قیام حسین دفاع کرد که تا قیام رستاخیز، همانند او نه در مردان و نه در زنان، وجود ندارد و این نام جاودان و مقدس برای همیشه با عظمت و شموخ باید برده شود. زینب در پس آن مصیبت بزرگی که آن چنان بار سنگین پرچم ولایت را بر دوش گرفت و در برابر کفر و زندقه ایستاد و سخنرانی کرد و خطابه خواند و مردم را بیدار کرد و حرکت را در مردگان آغاز نمود که از آن جا حرکت توابین و دیگر حرکت های اسلامی آغاز شد و تا امروز و فردا و فرداها، آثار این حرکت عظیم زینبی، هویدا است و به برکت زینب(س) و قیام مبارکش، هم چنان بیرق های خونین عاشورا به نشانه روز انتقام مظلوم از ظالم، در سراسر جهان افراشته می شود زیرا زینب بود که پیام خونین حسین را به تمام نسل ها و عصرها رساند.[1] در اینجا نتیجه ای که می خواهیم از این مطالب بگیریم این است که علت نامگذاری روز میلاد با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها به روز پرستار به خاطر دو وجه است: 1 – تجلیل از مقام شامخ و شخصیت والای حضرت زینب(س) است که با برگزاری این مراسم یادی از این بزرگ بانو می شود و باعث الگو سازی در جامعه می شود. 2 – تقویت روحیه زینب گونه در میان پرستاران و تقدیر و تشکر از زحمات و نقش پرارزش پرستار در جامعه.
منبع
پاسخ: پنجم جمادی الاولی روز ولادت باسعادت بانوی قهرمان کربلا، پرچم دار نهضت پس از شهادت حسین علیه السلام، حضرت زینب کبری سلام الله علیها است. این روز را روز پرستار می نامند و علت نام گذاری این روز به نام «روز پرستار» این است که حضرت زینب پرستاری امام زمانش حضرت زین العابدین علیه السلام و دیگر بیماران و مصیبت زدگان اهل بیت را برعهده داشت، و ضمن این که رسالت مهم نگهداری و تبلیغ از نهضت حسینی را به خوبی انجام داد، از پرستاری بیمار کربلا نیز با تحمل آن همه سختی ها و ناملایمات، آنی فروگذار نبود و تا آخرین رمق، دین خود را به مکتب و رهبرش ادا کرد. درود بی پایان خداوند بر این بزرگ بانوی اسلام باد. نکته ای که لازم است به آن اشاره کنیم این است که: حیف است زینب را پرستار بیمار بخوانند زیرا پرستاری از بیمار یکی از کوچک ترین مسؤولیت های زینب(س) بود، و هر چند پرستاری وظیفه سنگین و ارزشمندی است و پرستار متعهد باید با صبر و حوصله، تحمل هر نوع ناملایمات برای انجام خدمتش بنماید و چنین کاری از عهده هر کس برنمی آید ولی با این حال مقام زینب، آن قدر والا و عظیم است که او را پرستار نهضت و انقلاب حسینی باید بنامیم، زیرا این پرستاری به مراتب مهم تر و سرنوشت سازتر از پرستاری بیمار بود. زینب(س) نقش نگهداری از قیام خون بار حسینی را بر عهده داشت که قطعا اگر او این بار را بر دوش نمی گرفت، خون حسین(ع) پایمال می شدو بسیار دشوار بود که نهضت ابی عبد الله علیه السلام به مردم اعلام و ابلاغ گردد و شاید بدون اسارت خاندان رسول الله و پیش تازی زینب کبرا(س) در رسوا نمودن هیئت حاکم، و تبلیغ او از انگیزه قیام برادرش، یزیدیان به هدف پلید خود نائل می آمدند و نام رسول الله(ص) را نه تنها از مناره های مساجد بلکه از تاریخ، پاک و محو می کردند و این بود نیت شوم آنان. و زینب با مجاهدت و قیام شجاعانه خویش در برابر زورگویان و همچنین فریب خوردگان زمانش، آن چنان از قیام حسین دفاع کرد که تا قیام رستاخیز، همانند او نه در مردان و نه در زنان، وجود ندارد و این نام جاودان و مقدس برای همیشه با عظمت و شموخ باید برده شود. زینب در پس آن مصیبت بزرگی که آن چنان بار سنگین پرچم ولایت را بر دوش گرفت و در برابر کفر و زندقه ایستاد و سخنرانی کرد و خطابه خواند و مردم را بیدار کرد و حرکت را در مردگان آغاز نمود که از آن جا حرکت توابین و دیگر حرکت های اسلامی آغاز شد و تا امروز و فردا و فرداها، آثار این حرکت عظیم زینبی، هویدا است و به برکت زینب(س) و قیام مبارکش، هم چنان بیرق های خونین عاشورا به نشانه روز انتقام مظلوم از ظالم، در سراسر جهان افراشته می شود زیرا زینب بود که پیام خونین حسین را به تمام نسل ها و عصرها رساند.[1] در اینجا نتیجه ای که می خواهیم از این مطالب بگیریم این است که علت نامگذاری روز میلاد با سعادت حضرت زینب سلام الله علیها به روز پرستار به خاطر دو وجه است: 1 – تجلیل از مقام شامخ و شخصیت والای حضرت زینب(س) است که با برگزاری این مراسم یادی از این بزرگ بانو می شود و باعث الگو سازی در جامعه می شود. 2 – تقویت روحیه زینب گونه در میان پرستاران و تقدیر و تشکر از زحمات و نقش پرارزش پرستار در جامعه.
منبع
پنجشنبه 18 فروردین 1390
خبر خوش برای شیعیان
«توجه توجه»
به درک واصل شدن عبدالله بن جبرین مفتی اعظم وهابیون عربستان صاحب فتوای تخریب حرمین عسکریین مبارک باد.





ریشه فرقه ضاله وهابیت باید خشکیده شود
(لطفاً اطلاع رسانی کنید)
یکشنبه 7 فروردین 1390
بشارت هاى انبیاء الهى و دیگران درباره ظهور رسول خدا (ص)«بخش آخر»
چه حوادثى در شب ولادت رخ داد
در روایات ما آمده است كه در شب ولادت آن حضرت حوادث مهم و اتفاقات زیادى در اطراف جهان بوقوع پیوست كه پیش از آن سابقه نداشت و یا اتفاق نیفتاده بود كه از جمله « ارهاصات » بوده بدان گونه كه در داستان اصحاب فیل ذكر شد،و در قصیده معروف برده نیز آمده كه چند بیت آن چنین است :
یوم تفرس منه الفرس انهم قد انذروا بحلول البؤس و الفئم و بات ایوان كسرى و هو منصدع كشمل اصحاب كسرى غیر ملتئم النار خامدة الانفاس من اسف علیه و النهر ساهى العین من سدم و ساء ساوه ان غاضت بحیرتها و رد واردها بالغیظ حین ظم كان بالنار ما بالماء من بلل حزنا و بالماء ما بالنار من ضرم.
و شاید جامعترین حدیث در اینباره حدیثى است كه مرحوم صدوق « ره » در كتاب امالى به سند خود از امام صادق علیه السلام روایت كرده و ترجمه اش چنین است كه آن حضرت فرمود :
ابلیس به آسمان ها بالا مى رفت و چون حضرت عیسى « ع» به دنیا آمد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا مى رفت،و هنگامی كه رسول خدا « ص» به دنیا آمد از همه آسمان هاى هفت گانه ممنوع شد،و شیاطین بوسیله پرتاب شدن ستارگان ممنوع گردیدند،و قریش كه چنان دیدند گفتند :
قیامتى كه اهل كتاب مى گفتند بر پا شده !
عمرو بن امیه كه از همه مردم آن زمان به علم كهانت و ستاره شناسى داناتر بود بدان ها گفت :بنگرید اگر آن ستارگانى است كه مردم بوسیله آنها راهنمائى مى شوند و تابستان و زمستان از روى آن معلوم گردد پس بدانید كه قیامت بر پا شده و مقدمه نابودى هر چیز است و اگر غیر از آنها است امر تازه اى اتفاق افتاده .
و همه بت ها در صبح آن شب به رو در افتاد و هیچ بتى در آن روز بر سر پا نبود،و ایوان كسرى در آن شب شكست خورد و چهارده كنگره آن فرو ریخت.و دریاچه ساوه خشك شد.و وادى سماوه پر از آب شد .
آتشكده هاى فارس كه هزار سال بود خاموش نشده بود در آن شب خاموش گردید .
و مؤبدان فارس در خواب دیدند شترانى سخت اسبان عربى را یدك مى كشند و از دجله عبور كرده و در بلاد آنها پراكنده شدند،و طاق كسرى از وسط شكست خورد و رود دجله در آن وارد شد . و در آن شب نورى از سمت حجاز بر آمد و همچنان به سمت مشرق رفت تا بدان جا رسید،فرداى آن شب تخت هر پادشاهى سرنگون گردید و خود آنها گنگ گشتند كه در آن روز سخن نمى گفتند .
در روایات ما آمده است كه در شب ولادت آن حضرت حوادث مهم و اتفاقات زیادى در اطراف جهان بوقوع پیوست كه پیش از آن سابقه نداشت و یا اتفاق نیفتاده بود كه از جمله « ارهاصات » بوده بدان گونه كه در داستان اصحاب فیل ذكر شد،و در قصیده معروف برده نیز آمده كه چند بیت آن چنین است :
یوم تفرس منه الفرس انهم قد انذروا بحلول البؤس و الفئم و بات ایوان كسرى و هو منصدع كشمل اصحاب كسرى غیر ملتئم النار خامدة الانفاس من اسف علیه و النهر ساهى العین من سدم و ساء ساوه ان غاضت بحیرتها و رد واردها بالغیظ حین ظم كان بالنار ما بالماء من بلل حزنا و بالماء ما بالنار من ضرم.
و شاید جامعترین حدیث در اینباره حدیثى است كه مرحوم صدوق « ره » در كتاب امالى به سند خود از امام صادق علیه السلام روایت كرده و ترجمه اش چنین است كه آن حضرت فرمود :
ابلیس به آسمان ها بالا مى رفت و چون حضرت عیسى « ع» به دنیا آمد از سه آسمان ممنوع شد و تا چهار آسمان بالا مى رفت،و هنگامی كه رسول خدا « ص» به دنیا آمد از همه آسمان هاى هفت گانه ممنوع شد،و شیاطین بوسیله پرتاب شدن ستارگان ممنوع گردیدند،و قریش كه چنان دیدند گفتند :
قیامتى كه اهل كتاب مى گفتند بر پا شده !
عمرو بن امیه كه از همه مردم آن زمان به علم كهانت و ستاره شناسى داناتر بود بدان ها گفت :بنگرید اگر آن ستارگانى است كه مردم بوسیله آنها راهنمائى مى شوند و تابستان و زمستان از روى آن معلوم گردد پس بدانید كه قیامت بر پا شده و مقدمه نابودى هر چیز است و اگر غیر از آنها است امر تازه اى اتفاق افتاده .
و همه بت ها در صبح آن شب به رو در افتاد و هیچ بتى در آن روز بر سر پا نبود،و ایوان كسرى در آن شب شكست خورد و چهارده كنگره آن فرو ریخت.و دریاچه ساوه خشك شد.و وادى سماوه پر از آب شد .
آتشكده هاى فارس كه هزار سال بود خاموش نشده بود در آن شب خاموش گردید .
و مؤبدان فارس در خواب دیدند شترانى سخت اسبان عربى را یدك مى كشند و از دجله عبور كرده و در بلاد آنها پراكنده شدند،و طاق كسرى از وسط شكست خورد و رود دجله در آن وارد شد . و در آن شب نورى از سمت حجاز بر آمد و همچنان به سمت مشرق رفت تا بدان جا رسید،فرداى آن شب تخت هر پادشاهى سرنگون گردید و خود آنها گنگ گشتند كه در آن روز سخن نمى گفتند .
شنبه 6 فروردین 1390
بشارت هاى انبیاء الهى و دیگران درباره ظهور رسول خدا (ص)«بخش اول»
این بحث را ما با تفصیل بیشترى در كتاب « زندگانى پیغمبراسلام » آورده ایم، و برخى از اهل تحقیق به تفصیل در این باره قلم فرسائى كرده و حتى جداگانه كتاب نوشته اند كه از آن جمله مى توان كتاب «راه سعادت» استاد فقید و محقق ارزشمند مرحوم شعرانى و مقاله محققانه دیگرى را كه در كتاب « خاتم پیغمبران » در اینباره درج شده نام برد كه چون با مقاله ما كه درباره تاریخ تحلیلى اسلام است چندان ارتباطى ندارد و بیشتر بابحث نبوت خاصه رسول خدا « ص» ارتباط دارد تا با بحث ما و به اصطلاح یك بحث كلامى است نه تاریخى،نمى توانیم وقت خود و شما را با این بحث گسترده و عمیق بگیریم،ولى به همان مقدار كه مربوط به تاریخ مى شود یك اشاره اجمالى نموده و مى گذریم :طبق روایات زیادى كه در كتاب هاى تاریخى و حدیث و سیره داریم بشارت هاى زیادى از پیمبران گذشته و دانشمندان و كاهنان درباره ظهور پیامبر بزرگوار اسلام « ص» وارد شده كه به اجمال و تفصیل از ظهور و ولادت و بعثت آن حضرت خبرداده اند،و علامه مجلسى « ره » در كتاب بحار الانوار در اینبارهبابى جداگانه تحت عنوان « باب البشائر بمولده و نبوته » منعقد كرده كه بسیارى از آن روایات را در آنجا گرد آورده .
و به هر صورت قسمتى از این روایات همان هائى است كه در تورات و انجیل آمده مانند :
آیه 14 و 15 از كتاب یهودا كه مى گوید :
« لكن خنوخ « ادریس » كه هفتم از آدم بود در باره همین اشخاصخبر داده گفت اینك خداوند با ده هزار از مقدسین خود آمد تا بر همه داورى نماید و جمیع بى دینان را ملزم سازد و بر همه كارهاى بى دینى كه ایشان كردند و بر تمامى سخنان زشت كه گناه كاران بى دین بخلاف او گفتند...»
كه ده هزار مقدس فقط با رسول خدا « ص» تطبیق مى كند كه در داستان فتح مكه با او بودند. بخصوص با توجه به این مطلب كه این آیه از كتاب یهودا مدت ها پس از حضرت عیسى « ع » نوشته شده .
و از آن جمله در سفر تثنیه باب 33 آیه 2 چنین آمده :
« و گفت خدا از كوه سینا آمد و برخاست از سعیر به سوى آنها و درخشید از كوه پاران و آمد با ده هزار مقدس از دست راستش بایك قانون آتشین ...».
كه طبق تحقیق جغرافى دانان منظور از « پاران » - یا فاران مكه است،و ده هزار مقدس نیز چنان چه قبلا گفته شد فقط قابل تطبیق با همراهان و یاران رسول خدا « ص» است .
و به هر صورت قسمتى از این روایات همان هائى است كه در تورات و انجیل آمده مانند :
آیه 14 و 15 از كتاب یهودا كه مى گوید :
« لكن خنوخ « ادریس » كه هفتم از آدم بود در باره همین اشخاصخبر داده گفت اینك خداوند با ده هزار از مقدسین خود آمد تا بر همه داورى نماید و جمیع بى دینان را ملزم سازد و بر همه كارهاى بى دینى كه ایشان كردند و بر تمامى سخنان زشت كه گناه كاران بى دین بخلاف او گفتند...»
كه ده هزار مقدس فقط با رسول خدا « ص» تطبیق مى كند كه در داستان فتح مكه با او بودند. بخصوص با توجه به این مطلب كه این آیه از كتاب یهودا مدت ها پس از حضرت عیسى « ع » نوشته شده .
و از آن جمله در سفر تثنیه باب 33 آیه 2 چنین آمده :
« و گفت خدا از كوه سینا آمد و برخاست از سعیر به سوى آنها و درخشید از كوه پاران و آمد با ده هزار مقدس از دست راستش بایك قانون آتشین ...».
كه طبق تحقیق جغرافى دانان منظور از « پاران » - یا فاران مكه است،و ده هزار مقدس نیز چنان چه قبلا گفته شد فقط قابل تطبیق با همراهان و یاران رسول خدا « ص» است .
جمعه 5 فروردین 1390
مادر رسول خدا (ص) و ازدواج عبدالله «بخش آخر»
و اینك چند تذكر :
1- برخى خواسته اند داستان اصحاب فیل را بر آنچه در كتب تاریخى اروپائیان و ساسانیان و لشكركشى انوشیروان به یمن و نابود شدن لشكر ابرهه در سر زمین حجاز بوسیله آبله و امثال آن منطبق ساخته و با تصرفاتى كه در كلمات و تاویلاتى كه در عبارات كرده اند به نظر خود جمع بین قرآن كریم و تواریخ نموده اند كه نمونه هائى از آن را در ذیل مى خوانید :
فرید وجدى در دائرة المعارف خود در ماده « عرب » داستان اصحاب فیل و حمله آنها را به مكه ذكر كرده و سپس مى گوید : « فاصابت جیش ابرهه مصیبة اضطرته للرجوع عن عزمه »
پس لشكر ابرهة به مصیبتى دچار شد كه ناچار شد از تصمیمى كه در ویران كردن كعبه و مكه داشت باز گردد... و سپس سوره مباركه فیل را ذكر كرده و آنگاه گوید :
« مفسران در تفسیر پرنده هاى ابابیل گفته اند:آنها پرندگانى بودند كه از دریا بیرون آمده و لشكر ابرهه را با سنگهائى كه در منقار داشتند بزدند و آنها نابود شدند...»
وى سپس گوید :
«ولى صحیح است كه كلام خدا را بر خلاف ظاهر آن حمل كرد به خاطر كثرت استعارات و مجازات در زبان عرب،و قرآن به زبان لغت ایشان نازل شده و صحیح است كه گفته شود آن اتفاق مهمى كه بى مقدمه براى لشكر ابرهه پیش آمد به صورت پرندگانى تصویر شد كه از آسمان آمده و آنها را بوسیله سنگ هاى خود سنگ باران كرده اند (16)
و در ماده « ابل » و ابابیل پس از تفسیر لغوى و معناى لفظ ابابیل گوید :
1- برخى خواسته اند داستان اصحاب فیل را بر آنچه در كتب تاریخى اروپائیان و ساسانیان و لشكركشى انوشیروان به یمن و نابود شدن لشكر ابرهه در سر زمین حجاز بوسیله آبله و امثال آن منطبق ساخته و با تصرفاتى كه در كلمات و تاویلاتى كه در عبارات كرده اند به نظر خود جمع بین قرآن كریم و تواریخ نموده اند كه نمونه هائى از آن را در ذیل مى خوانید :
فرید وجدى در دائرة المعارف خود در ماده « عرب » داستان اصحاب فیل و حمله آنها را به مكه ذكر كرده و سپس مى گوید : « فاصابت جیش ابرهه مصیبة اضطرته للرجوع عن عزمه »
پس لشكر ابرهة به مصیبتى دچار شد كه ناچار شد از تصمیمى كه در ویران كردن كعبه و مكه داشت باز گردد... و سپس سوره مباركه فیل را ذكر كرده و آنگاه گوید :
« مفسران در تفسیر پرنده هاى ابابیل گفته اند:آنها پرندگانى بودند كه از دریا بیرون آمده و لشكر ابرهه را با سنگهائى كه در منقار داشتند بزدند و آنها نابود شدند...»
وى سپس گوید :
«ولى صحیح است كه كلام خدا را بر خلاف ظاهر آن حمل كرد به خاطر كثرت استعارات و مجازات در زبان عرب،و قرآن به زبان لغت ایشان نازل شده و صحیح است كه گفته شود آن اتفاق مهمى كه بى مقدمه براى لشكر ابرهه پیش آمد به صورت پرندگانى تصویر شد كه از آسمان آمده و آنها را بوسیله سنگ هاى خود سنگ باران كرده اند (16)
و در ماده « ابل » و ابابیل پس از تفسیر لغوى و معناى لفظ ابابیل گوید :
دوشنبه 1 فروردین 1390
قول میدم اقا که امسال ...

سال نو رو به همگیتون تبریک میگم
ان شاالله که امسال چشم هممون به دیدار آقا روشن شه
سال 90 هم از راه رسید ...
توی این سال جدید دوست داری چه قولی به آقا بدی ؟ دوست داری چه خطایی رو به خاطر آقا ترک کنی ؟ دوست داری چه قدمی در راه آقا برداری ؟ دوست داری برای آقا چه کار کنی ؟
«اللهم عجل لولیک الفرج»
منبع:http://molayemehraboon.blogfa.com/post-293.aspx